از کرانه های خلیج گرگان...

...که گرگان ریشه در اسطوره دارد

زمانی برای "حیات" دوباره "دیو
ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: گرگان ، گرگاندوستان ، بافت تاریخی ، دیوار تاریخی گرگان

زمانی برای "حیات" دوباره "دیوار"

بالاخره غبار فراموشی از دیوار هم در حال زدوده شدن است؛ مظلومیت تاریخی این دیوار روایتی خاطر آزار شده بود. هرچند هر از گاهی مطرح میشد، اما دوباره به کما میرفت!

اما طی چند سال پیش که به همت جمعی از فعالان علاقمند به تاریخ و فرهنگ و میراث بشری در گرگان زمین این پرونده رو شد، بنظر میرسد دستهایی در حمایت از این بزرگترین اثر آجری جهان و ایران در حال بلند شدن است.

از اعلام حمایتهایی که مقامات استانی حداقل زبانی از این اثر داشته اند تا پیمایشهایی که طی این دو-سه سال انجام شده است.

حال امید آن میرود که بتوان با انجام حرکتهایی اینچنین و در ادامه حرکتهای عملی از سوی نهادهای متولی چون میراث فرهنگی در آینده ای نه چندان دور حداقل شاهد بیرون کشیدن نمادین بخشهایی از این اثر ملی از زیر خروارها خاک فراموشی باشیم! 

به امید آن روز که با همت فرزندان گلستان ایران زمین و همت و عرق ملی ایرانیان دور نخواهد بود...

---------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت1: در پایان این پیمایش که با استقبال اهالی ساکن در حاشیه دیوار تاریخی گرگان همراه بود، بیانیه ای از طرف جمع حاضر قرائت گردید.

پی نوشت2: متن بیانیه در ادامه مطالب خواهد آمد.


 
طرح نجات ملی ناهارخوران
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: ناهارخوران ، گرگان ، دفاع مقدس ، گرگاندوستان

طرح ملی نجات ناهارخوران

قصه از اونجا شروع شد که یک روز خوب و خوش جمعه گرگانیها مثل همیشه آمده بودن ناهارخوران برای تعطیلی گذرانی و متوجه زیرسازی در دست انجام این مسیر بودند خیلی خوشحال شدند که خوبه دیگه! از این به بعد میاییم و دو طرف جاده میشینیم و خوش میگذره، دیگه از گل و تول هم خبری نیست!!!

جاده که بصورت کاملا غیر معقول و از روی نقوص عقل و ... برخی که جاده توریستی-تفریحی را با جاده کریدور شمال-جنوب و ترانزیت بین الملل اشتباه گرفتن(اگه نخواهیم بدبین باشیم به نیات پشت سر این اتوبان سازی در مسیر زیبای جنگلی!!!) به اتمام رسید ولی این تازه اول راه بود، تازه گرگانیهای ما متوجه شدن اون جادهه برای رفاه اونا نبوده و دست مافیای غارت جنگلها در کاره! هر دم از این باغ بری میرسید؛ هتلهای اختصاصی نهادها، ادارات کل حافظ منابع طبیعی!!! و ... تا امروز که به بهانه دفاع از ارزشهای دفاع مقدس(که واقعاً جا داشت کاری هم در این مسیر انجام میشد ولی نه اینجا، تو رو خدا بفهمن اونایی که خودشون رو پشت این عناوین مخفی کردن واقعاً جاش اینجا نبود که زبان همه رو باز کنین) سعی دارن تا میشه تیکه ای از این جنگل رو تصاحب کنن...

عیب نداره؛ تخریب کنین و بسازین و بسازین و بسازین...

ولی جواب خون شهدا و هر مقدساتی که بهش باور دارین یا ندارین تو راهه. آقایون اونا برای دفاع از حق مردم جونشونو گذاشتن...

تو رو خدا درک کنین و به خودتان بیایید...

التماس میکنم از جانب اون نسلی که هنوز نیومده ولی هرچی بد و بیراهه به شما میدن، نگذارین اون چیزی که به ما و شما رسیده به اونا نرسه...

بیشتر از این نمیتوانم بنویسم فقط بگم حق مطلب رو برخی از وبلاگها اینجا و  اینجا و اینجا و سایر دوستان  خیلی خوب و عالی بجا آوردن...


 
بمناسبت روز حمل و نقل: ما و کلاف سردرگم ترافیک
ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، گرگاندوستان ، ترافیک گرگان

ما و کلاف سردرگم ترافیک

اگر بگوییم امروز بزرگترین مسئله در هر شهری مسئله ترافیک(حمل و نقل) است که زمان بسیاری را از مدیران در این خصوص به خود اختصاص میدهد، اغراق نیست...حتی عرصه ای بحث انگیزتر از ساخت و سازهای پر از حاشیه در حاشیه شهر! جایی که بسیاری از رضایت ها و بالعکس عدم رضایتهای مردم از مدیریت شهری از آن نشات خواهد گرفت.

نمیدانم چطور با این همه زمانی که در این خصوص مدیران شهری ما هم احتمالا! میگذارند چرا نتیجه ای حصول نمیشود؟ یا لااقل اندکی از این کلاف سردرگم باز نمیشود؟

جدای از فرهنگ غلط موجود در شهر گرگان و در کل کشورمان در استفاده از وسایل نقلیه شخصی، طبعا مسایل دیگری نیز هست که از نگاه مدیریت شهری باید به اینها هم توجه بسیار شود.

هر چند که مسایلی که در ادامه می آید در ذهن بسیاری از ما شاید خطور کرده باشد، ولی من باب تذکر مجدد و به عنوان مثال ذکر میکنم

1-چرا در یکطرفه کردن بسیاری از خیابانها در سطح شهر تعلل میشود؟آیا نهایت امر اینها نتیجه ای بدتر از بسیاری از یکطرفه کردن ها مثل قسمت میدان ولیعصر تا سراهی لشکر در مقابل پارک شهر خواهد داشت؟!(هرچند که ممکن است طراحان آن دلیل و توجیهی بر آن داشته باشند)بازهم بعنوان مثال یکطرفه کردن خیابان شهدا چقدر جای کارشناسی دارد که مدیران شهری پس از چند بار بررسی در اجرای آن تعلل میکنند؟یا یکطرفه کردن بعضی دیگر از خیابانها...

2-چرا در ساخت تقاطع های غیر همسطح (با وجود مطرح شدن در طرح گرگان90)این همه مشکل داریم؟ آیا با جمع و جور کردن برخی مخارج واقعا غیرضرور که در جای خود قابل بحث است، در مدیریت شهری امکان احداث اینها و کاهش بار ترافیکی نداریم؟

3-آیا عریض درنظر گرفتن برخی از معابر شهر با پیش بینی تردد گسترده در آینده ای نه چندان دور کار خیلی هزینه بر تر و مشکلتر از گرفتاری های امروز است؟!(نمونه شاهد آن خیابان انقلاب با عرض 8 یا خیابان مطهری و گلها با عرض 10-12متر و در آینده ای نه چندان دور بلوار صیاد شیرازی که همه را در عجب نگه داشته و خواهد داشت؟!) 

و برخلاف آن بد نیست به خیابان امام خمینی با قدمت حداقل 60 ساله توجه داشت که همچنان و در آینده با انجام برخی تدابیر ترافیکی و راهنمایی قابلیت سرویسدهی مطلوب دارد.

4-چرا با وجود اینکه برخی معضلات ناشی از نقصان مدیریت شهری در دیروز بوجود آمده را با تدبیر امروز حل و یا سعی در برطرف کردن و کاهش تبعات آن نمیکنیم؟آیا دیروز که به ساختمانهای موجود در حاشیه خیابان ولیعصر(عج) مجوز ساخت دادیم تا جایی که اغلب و اکثر آنها بدون پارکینگ هستند!! و همچنان به این شیوه تا امروز ادامه دادیم، نباید درسی شود تا مسئولانه تر با این مسایل برخورد کنیم؟ یا نه فقط مسئولیت را در ادامه و امتداد پشت فلان میز میبینیم و برای بدست آوردن آن چند سال طی طریق و سلوک میکنیم ولی برای معضلات شهری صدایمان در نیاید و برعکس گره ای اندر کار اندازیم؟؟؟!!!

مثلی هم از قدیم بین همه ما ایرانیان هست که "جلوی ضرر را از هرجا بگیریم، منفعت است..."

امروز هم دیر نشده! بله، میتوان با حس برجا گذاشتن نامی نکو از خود به این مسئله پرداخت و پیش از بغرنج تر شدن موضوع، حل آن را در آینده ای نه چندان دور(چند ماهه و نه چند ساله که هر سال با وعده های خجالت آور به تعویق انداخت)شاهد بود..

به امید روزی که با همت تمام دست اندرکاران امر همه با هم و از هر جریان و فکری به ساختن شهر و مرتفع کردن معضلات موجود بپردازیم.

دست حق یاور تمام کسانیکه یاور مردم هستند...


 
ما زرد نمیشویم!
ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، گرگاندوستان ، هلال احمر گرگان

ما زرد نمیشویم!

بعد از ماجرای ناراحت کننده هلال احمر داستانهای دیگری شنیده میشود که در راه است...

هنوز چند روزی از شنیده شدن زمزمه هایی از ساخت و ساز تحت فشار بر مجموعه شهرداری نمیگذشت که شنیده میشود سناریوی جدیدی در جهت نابودی بخش دیگری که آمادگی اجرای فضای سبزی مناسب دارد، در راه است. ماجرا از این قرار است؛ واگذاری قطعه زمینی از زمینهای تحت تملک شهرداری گرگان با موافقت برخی اعضای شورا و شهرداری به سازمان صداوسیما!!!

اصلا دوستانی که تا همینجا و سر قضیه هلال احمر بنده و چندنفر از دوستان -که بسیار بهتر از من- در این زمینه قلمفرسایی کردند،را همراهی نکردند اصلا به روی خودشان نیاورند و باز هم خودشان را ناراحت نکنند. البته از جهاتی به ایشان حق میدم شاید منافعی در این موضوع احساس نمیکردند و شاید هم نسبت به این موضوع بیخیال!

اما برای موافقین و همراهان این واگذاریها و بهتر بگویم وادادگیها عرض کنم خودماییم بیخیال فضای سبز، فضای سبز سیری چند؟؟!!!

وقتی میشه اینجا یک امتیاز به یک نهاد داد و جای دیگه وصول کرد چرا فضای سبز اصلا؟؟؟

خودماییم، کی به کیه، همشو بسازن زمین پدریمون آزاد بشه...فضای سبز سیری چند؟؟؟!!!

اما من در کنار دوستانم که به این موضوع بی توجه نیستند ایستادم، ما زرد نمیشویم تا با فریادمان و بضاعتمان شهرمان را از این زرد شدن نجات بدیم...

مطمئنم گرگاندوستان واقعی که در استانداری، فرمانداری، شورا و شهرداری نشستند مخصوصا فرماندار جناب گرزین و اعضای واقعا گرگاندوست و نه صرفا ادعای گرگانی بودن!!شورا در این زمینه اقدام خواهند کرد و به زودی بپا خواهند خواست و شهر را با فضای سبز مناسب خواهیم دید و منافع استراباد عزیز را به منافع شخصی نخواهیم داد، فقط امیدوارم چهره بعضی را زرد نبینیم...


 
گرگان و دوستدارانش...
ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، گرگاندوستان

روز پنجشنبه گذشته گرگاندوستان در جوار گرگانپژوهی نامی بودند که از سالهای دور کتابی ماندگار از خود بجای گذاشته است. دکتر منوچهر ستوده استاد دانشگاه و گرگانپژوه که به دعوت موسسه میرداماد به گرگان آمده بود با ابراز احساسات متقابل گرگاندوستان در این جلسه روبرو شد که در آن منتظری مدیرکل فرهنگ و ارشاد، چراغعلی عضو شورای شهر و گرزین فرماندار گرگان هم حضور داشتند.

در پایان هم پیامی از آیت اله نورمفیدی در تقدیر از جایگاه ایشان قرائت شد.


 
مسئولیت ما چیست؟
ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، گرگاندوستان ، بافت تاریخی ، هلال احمر گرگان

مسئولیت ما چیست؟

پست قبلی که گذاشتم هرچند با استقبال جمعی از دوستان و گرگاندوستان بزرگوار روبرو شد و البته برخی از پیامهایی که از رو کردن آنها به دلایل مختلف از جمله مسایلی که بیان کردن اونها با توجه به عدم در دست داشتن مدارکی دال بر صحت و نیز استفاده از الفاظ و تهدید و ...خودداری کردم... 

آیا دوستان گرگاندوست این موضوع را چندان مهم ندیدند که بعضا با وجود کامنت گذاشتن از طرح و بحث پیرامون آن در وبلاگها دریغ کرده اند تا به امروز؟؟؟

آیا گرگاندوستی را فقط در لهجه زیبای استرآبادی و متاسفانه اندکی هم کار کردن در زمینه بافت با ارزش تاریخی استرآباد خلاصه کرده اند؟ که البته در این زمینه ها هم هنوز کاری چندان نشده و جای کار بسیار و وسیع دارد

هرچند که در وبلاگهای گرگاندوست که همه از اساتید من در وبلاگ نویسی و من کوچکترین آنها هستم بسیار خوب به مسایل و مصایب گرگان پرداخته اند ولی اینکه بیاییم و مراسمی برای شب وبلاگی و صحبت از گرگاندوستی بکنیم بخشی از ماجراست ولی در عرصه عمل چکار کرده ایم؟

آیا اعضای محترم و طبیعتا گرگاندوست شورای شهر که اقدامات ایشان را عملا دیده ایم و فریاد آنها در صحن شورا را شنیده ایم و البته فرماندار محترم که شنیده شده ایشان هم از گرگاندوستان هستند و حتی قبل از این هم گفته بودند حاضرم مقر فرمانداری را به پارک بزرگ شهر گرگان(کمربند سبز میانی استرآباد) ضمیمه کنم و طی این مسئله هم ابراز تاسف کرده اند، پشتوانه خوبی برای ما نیستند؟(اینجا را بخوانید)

چرا همیشه فقط به ابراز همدردی بسنده میکنیم؟چرا؟و اگر غیر از این بود امروز شاهد زوال روز به روز شهر و دست روی دست گذاشتن نبودیم!

چرا پیش از اینکه خانه فروغی را تخریب کنند راهکاری برای مقابله و استفاده از ظرفیتها مثل کمربند انسانی نیاندیشیدیم؟(قابل توجه دوستداران بافت)

چرا اینجا که هنوز پروژه هلال احمر پا نگرفته برای تعدیل طبقات پروژه اقدامی نمیکنیم؟

حالا هم بگذاریم تا اسکلت ساختمان مذکور تا طبقه 12 بالا بیاید بعد دادمان بالا برود؟

امروز که جمعی این مسئله را پیگیری میکنند و به نظر میرسد از آن ناراحتند(اعضای محترم شورا، فرماندار محترم)بیاییم در عرصه عمومی کاری کنیم تا اگر فردا این بزرگواران اقدام بزرگ دیگری در دفاع از کیان گرگان مدنظر داشتند بتوانند به پشتوانه جمعی مردم باقی مسایل را حل کنند.

حداقل اینست که با پرداختن به این موضوع و طرح مطلب ادعای ایشان را بیازماییم...

--------------------------------------------------------------

پ.ن1: شنیده شده که برج هلال احمر 30درصد از عرصه موجود را در برخواهد گرفت و باقی عرصه به پارک خواهد پیوست!!! پس چندان دلخوش نباشید که دخانیات از اخذ چنین مجوزی محروم بماند!!!

پ.ن2:همانطور که در بالا ذکر کردم اگر این موضوع صحت داشته باشد میتوان به تعدیل این مجموعه و کاهش طبقات به 2-3طبقه امید بست، که در آن صورت دخانیات عطای ساخت پروژه را به لقای آن...

پ.ن3: با توجه به اینکه اداری بودن این مجموعه ذکر میشود پس سایت اداری استانداری چه نقشی دارد؟؟؟