از کرانه های خلیج گرگان...

...که گرگان ریشه در اسطوره دارد

بیانیه پایانی همایش تپه قلعه خندان
ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: گرگان ، قلعه خندان ، بافت تاریخی ، دیوار تاریخی گرگان

"بسمه تعالی"

بیانیه پایانی همایش تپه قلعه خندان

گرگان شهری با آثار متنوع فرهنگی-تاریخی، در کنار جاذبه های طبیعی، پتانسیل های ویژه ای برای رشد و توسعه پایدار دارد.

بهره گیری اصولی از این جاذبه ها، نیاز به توجه هر چه بیشتر مردم خوب و فرهنگ دوست این شهر؛ و عزم و تلاش بیشتر مسئولین دارد که نمونه برجسته آن را می توان در همکاری به منظور ایجاد مجموعه فرهنگی-تفریحی قلعه خندان جستجو نمود. بدون شک همت و پشتکار شورای اسلامی شهر، شهرداری، میراث فرهنگی و مراکز علمی و دانشگاهی در به ثمر رسیدن آن نقش عمده و بسزایی داشته است.

این اقدام گرچه قابل تحسین، تقدیر و جای بسی تشکر دارد؛ اما این امید را زنده می کند که می توان طرح های مشابه شبیه به قلعه خندان را در محدوده بافت کهن گرگان اجرایی کرد. این امکان روی نخواهد داد مگر در سایه عزم و توجه جدی، مساعدتها، مطالعات کارشناسی هدفمند، یکسان و همسو کردن فعالیتهای نجات بخشی و بهره گیری از دانش مطالعات میان رشته ای که یقیناً می تواند بافت ارزشمند گرگان را حفظ و احیاء نماید.

لزوم استفاده از تمام ظرفیتها، توجه به مسائل زیست محیطی در کنار میراث های طبیعی و فرهنگی و برگزاری نشستهای تخصصی، زمینه ساز مطالعات راهبردی در محور توسعه شهر گرگان خواهد بود.

در خاتمه این همایش، حاضرین در این نشست تخصصی از مسئولان امر درخواست می نمایند تا با مرمت و بازسازی، تپه قلعه خندان را در دستور کار و اولویتهای اصلی برنامه حود قرار دهند.

سی و یکم اردیبهشت ماه یکهزار و سیصد و نود و یک خورشیدی

اساتید و دانشجویان حاضر در همایش علمی تپه قلعه خندان گرگان

---------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:  همایش دیروز با حضور جمعی از اساتید و دانشجویان و ارائه مطلب و سخنرانی در خصوص تپه قلعه خندان از سوی حاج ابراهیم کریمی شهردار گرگان، مهندس چراغعلی نائب رییس و عضو شورای شهر، دکتر رزازی و مهندس قربانعلی عباسی کارشناس ارشد میراث فرهنگی و ناشر کتاب کاوشهای نرگس تپه استارباد(گرگان) و با اجرای برنامه موسیقی توسط استاد لطفی و با هنرمندی کیوان صالحی در سالن همایشهای دانشکده مائده برگزار شد و در پایان به برگزیدگان جشنواره عکاسی تپه قلعه خندان، هدایایی به رسم یادبود اهدا شد.


 
زمانی برای "حیات" دوباره "دیو
ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: گرگان ، گرگاندوستان ، بافت تاریخی ، دیوار تاریخی گرگان

زمانی برای "حیات" دوباره "دیوار"

بالاخره غبار فراموشی از دیوار هم در حال زدوده شدن است؛ مظلومیت تاریخی این دیوار روایتی خاطر آزار شده بود. هرچند هر از گاهی مطرح میشد، اما دوباره به کما میرفت!

اما طی چند سال پیش که به همت جمعی از فعالان علاقمند به تاریخ و فرهنگ و میراث بشری در گرگان زمین این پرونده رو شد، بنظر میرسد دستهایی در حمایت از این بزرگترین اثر آجری جهان و ایران در حال بلند شدن است.

از اعلام حمایتهایی که مقامات استانی حداقل زبانی از این اثر داشته اند تا پیمایشهایی که طی این دو-سه سال انجام شده است.

حال امید آن میرود که بتوان با انجام حرکتهایی اینچنین و در ادامه حرکتهای عملی از سوی نهادهای متولی چون میراث فرهنگی در آینده ای نه چندان دور حداقل شاهد بیرون کشیدن نمادین بخشهایی از این اثر ملی از زیر خروارها خاک فراموشی باشیم! 

به امید آن روز که با همت فرزندان گلستان ایران زمین و همت و عرق ملی ایرانیان دور نخواهد بود...

---------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت1: در پایان این پیمایش که با استقبال اهالی ساکن در حاشیه دیوار تاریخی گرگان همراه بود، بیانیه ای از طرف جمع حاضر قرائت گردید.

پی نوشت2: متن بیانیه در ادامه مطالب خواهد آمد.


 
قلعه خندان دوباره خندید...
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: گرگان ، خلیج گرگان ، قلعه خندان ، بافت تاریخی

لبخند قلعه خندان بر دیوار گرگان خواهد نشست!

وقتی که از پله های قلعه خندان به سمت بالا در حرکت بودیم، بی شک تمام همراهان از اینکه در روزی  بزرگ در تاریخ معاصر استارباد همراه و تاریخ سازند سخت در پوست خود نمیگنجیدند...

اینکه بخشی از نمادهای هویتی این کهن دیار زنده شد و ...

حرکت دیگری که طی روزهای آتی خاطره ساز و زنده کننده قطعه دیگری از پازل هویتی گرگان زمین خواهد شد، پیمایش طویل ترین دیوار آجری جهان یعنی دیوار تاریخی گرگان خواهد بود.

دیواری که از کرانه های خلیج گرگان تا سرچشمه های گرگانرود امتداد دارد.

----------------------------------------------------------

پی نوشت: زادروز حکیم ابوالقاسم فردوسی این افتخار ایرانیان را به همه دوستداران ایران زمین تبریک عرض مینمایم.

نخوانند بر ما کسی آفرین               چو ویران بود بوم ایران زمین

دریغ است که ایران ویران شود        کنام پلنگان و شیران شود


 
قلعه خندان؛ سرآغاز یک فصل جدید
ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: گرگان ، خلیج گرگان ، قلعه خندان ، بافت تاریخی

قلعه خندان؛ سرآغاز یک فصل جدید

در پستهای قبلی از قلعه خندان و بهسازی محیط اطراف اون صحبت کرده بودم. بنظر میرسه این تازه ابتدای حرکتی در جهت زدودن غبار فراموشی از این اثر بزرگ دوره ساسانی و شاید پیش از آن بوده باشد. متاسفانه هرچه در موتورهای جستجوگر مختلف بدنبال عکسی از نمای کلی این اثر گشتم به هیچ تصویر و عکسی مناسب و جدید برخورد نکردم که خود بزرگترین گواه بر این غبار سهمگین از فراموشی اثر تاریخی و ملی قلعه خندان است.

در همین راستا امروز یکشنبه 24/02/91 ساعت 17:00 حرکتی نمادین جهت عکسبرداری از قلعه خندان برای همایش علمی که قرار است روز 31/02/91 در موسسه مائده گرگان برگزاربشه، به سمت این قلعه باستانی آغاز میشه.

محل حرکت: پشت پارک شهر، جلوی حسینیه دزیانیها

در ضمن در مورد این تپه تاریخی بیشتر بخوانید در اینجا و اینجا و اینجا..

تکمیلی1: با اولین صعود دسته جمعی امروز بعد از 5دهه این قلعه به یکی از جاذبه های تاریخی شهر گرگان تبدیل خواهد شد. لازم بذکر است که این قلعه قدمتی بیش از دوره ساسانیان دارد.

تکمیلی2: از حاشیه های صعود دسته جمعی امروز(فتح قلعه خندان پس از 5دهه) واکنش تعجب آمیز  اهالی و عابرین پیاده و سواره نسبت به این تجمع بزرگ بود.

تکمیلی3: همایش علمی تپه قلعه خندان روز 31 اردیبهشت ساعت 9 صبح در موسسه مائده گرگان واقع در شهرک امام(ره) برگزار خواهد شد.

تکمیلی4: تصویر امروز


 
طرح نجات ملی ناهارخوران
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: ناهارخوران ، گرگان ، دفاع مقدس ، گرگاندوستان

طرح ملی نجات ناهارخوران

قصه از اونجا شروع شد که یک روز خوب و خوش جمعه گرگانیها مثل همیشه آمده بودن ناهارخوران برای تعطیلی گذرانی و متوجه زیرسازی در دست انجام این مسیر بودند خیلی خوشحال شدند که خوبه دیگه! از این به بعد میاییم و دو طرف جاده میشینیم و خوش میگذره، دیگه از گل و تول هم خبری نیست!!!

جاده که بصورت کاملا غیر معقول و از روی نقوص عقل و ... برخی که جاده توریستی-تفریحی را با جاده کریدور شمال-جنوب و ترانزیت بین الملل اشتباه گرفتن(اگه نخواهیم بدبین باشیم به نیات پشت سر این اتوبان سازی در مسیر زیبای جنگلی!!!) به اتمام رسید ولی این تازه اول راه بود، تازه گرگانیهای ما متوجه شدن اون جادهه برای رفاه اونا نبوده و دست مافیای غارت جنگلها در کاره! هر دم از این باغ بری میرسید؛ هتلهای اختصاصی نهادها، ادارات کل حافظ منابع طبیعی!!! و ... تا امروز که به بهانه دفاع از ارزشهای دفاع مقدس(که واقعاً جا داشت کاری هم در این مسیر انجام میشد ولی نه اینجا، تو رو خدا بفهمن اونایی که خودشون رو پشت این عناوین مخفی کردن واقعاً جاش اینجا نبود که زبان همه رو باز کنین) سعی دارن تا میشه تیکه ای از این جنگل رو تصاحب کنن...

عیب نداره؛ تخریب کنین و بسازین و بسازین و بسازین...

ولی جواب خون شهدا و هر مقدساتی که بهش باور دارین یا ندارین تو راهه. آقایون اونا برای دفاع از حق مردم جونشونو گذاشتن...

تو رو خدا درک کنین و به خودتان بیایید...

التماس میکنم از جانب اون نسلی که هنوز نیومده ولی هرچی بد و بیراهه به شما میدن، نگذارین اون چیزی که به ما و شما رسیده به اونا نرسه...

بیشتر از این نمیتوانم بنویسم فقط بگم حق مطلب رو برخی از وبلاگها اینجا و  اینجا و اینجا و سایر دوستان  خیلی خوب و عالی بجا آوردن...


 
بی انصاف نیستم!!!
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: گرگان ، ناهارخوران ، بافت تاریخی ، خلیج گرگان

بی انصاف نیستم!!!

از هر چی که تا حالا نوشتم ابراز ندامت نمیکنم ولی قصد بی انصافی نداشتم!!!

از چی؟چرا؟!!!

چون توی این مدتی که پست جدیدی نمیذاشتم به این فکر بودم که میبایست بعضی اوقات یکخورده هم از کارهای ارزشمند ریز و درشتی هم که توی این شهر اتفاق افتاده مینوشتم و از این همه صرفاً انتقاد کردن خسته شدم!

تا کی از سیاهی ها صرفا! بنویسم...؟ چرا هر دو (سیاهی ها و سپیدی ها)را با هم نبینیم؟

اصلاً تا حال همش انتقاد کردم، حالا یک دفعه هم که شده یک مطلب تعریف و تمجید از من بخونید!

گفتم که نادم نیستم و همچنان منتقدم، ولی هیچوقت نتوانستم از نقاط قوت بگم. نه از غرض ورزی بلکه از این باب که خواستم با گفتن این مسائل و انتقادات، به بهترشدن روند اوضاع کمک کنم و احساس میکردم با انتقاد...

ولی امروز میخوام توی اولین پست سال 91 بگم که توی این شهر کارهای خوب بسیار انجام شده؛ از به بهره برداری رسیدن برج گرگان(میدان بسیج) که با اوضاع وخیم بودجه ای شهرداری و مخارج دیگری که این شهرداری دارد دست مریزاد دارد.

حاشیه های سبز و زیبای کمربندی و جداره سازی و فضای سبز رودخانه زیارت و تول چشمه، تملک اراضی تپه سوگله(هزارپیچ) و از همه اینها بزرگتر آزادسازی دورتادور قلعه خندان که کاری بزرگ و تاریخی برای شهر بوده و بزودی به یکی از جاذبه های این منطقه از شهر که تا اندک زمانی پیش از این غیرقابل تصور برای بخش بسیار زیادی از اهالی شهر بود که به آنجا سر بزنند! و اقدام تحسین برانگیز آزادسازی حاشیه بلوار ناهارخوران از ساختمانهای سازمانی منابع طبیعی و در اختیار مردم قرارگرفتن این اراضی است که البته بعضی ها برای کم اثرکردن ارزش این اقدام گفتند "واگذاری خانه های سازمانی منابع طبیعی به شهرداری!" و اقدامات ریز و درشت دیگری که انجام شده و امیدوارم سرسبد اونا در 91 بهره برداری از تقاطع غیرهمسطح شهیدقندهاری(ترمینال) و ... باشه.

 هرچند فکر میکنم در برخی اوقات شاید بوی بی انصافی از مطالبم آمده باشه ولی اعتقادم به جد این بوده و هست که در شرایطی که شهرهای همسطح گرگان با اختیارات گسترده تر بودجه ای نسبت به شهرداری گرگان رو دیدم، اگر اغراق نباشه جزء  5شهر اول بلحاظ خدمات شهری و بعضاً زیباسازی هستیم و این مجموعه با همه کم و کاستی های غیرقابل کتمانی که داره کارهای بزرگ و ارزشمندی انجام داده اند.

ولی بگم همونطور که در ابتداء گفتم باز هم؛ جایی مساله ای ببینم برای بهبود روند کار یادآوری خواهم کرد...!


 
گرگان؛ کارگاه ناتمام...
ساعت ۳:٠٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، خلیج گرگان ، ترافیک گرگان ، ناهارخوران

گرگان؛ کارگاه ناتمام...

هرچند که چندان خوب نیست بخوام آخرین پست سال 90 رو با گلایه به اتمام برسانم، ولی واقعیتی هست که توی این روزها بدجوری به دلم مونده بود که ....

معمولاً رسمه توی خیلی از شهرهایی که برنامه ریزی شهری مدونی وجود داره، برای مناسبتهای ملی و جشنها، شهر اگر نگم جلوه ای بی نظیر، قطعاً کم نظیر نسبت به سایر ایام ماقبل اون پیدا میکنه که با کمال تاسف، با وجود نیات خوبی که در مجموعه مدیریت شهری گرگان وجود داره و کارهای بزرگی که به قطع انجام شده و هر شهروند منصفی به اونها اذعان داره و نمیتونه منکر این کارها بشه، نمیدونم چرا توی این شهر برنامه ریزی درستی نمیشه که لااقل به مناسبتهای ذکرشده فوق، با انجام کارهایی بظاهر کوچک، شهر جلوه دیگری پیدا کند؟

مثلاً شهروندان گرگانی یادشان نمیره که قرار بود بمناسبت دهه فجر نوسازی میدان شهرداری -که الحق بعد از اون بسیار زیبا هم شد- به اتمام برسه! ولی چرا به گونه ای برنامه ریخته نشد که در بدترین شرایط آب و هوایی یک هفته پیش از اون پایان یابد؟

حالا هم که شب عید شده همچین وضعیتی در سطح شهر دیده میشه، نمونه های اون که به عنوان ویترین شهر دیده میشه عبارتند از:

*عدم اتمام آبنمای میدان شهرداری

*عدم راه اندازی کامل المان "برج گرگان" جهت بهره برداری شهروندان و مسافرین

*ناتمام ماندن بسیاری از پیاده روهایی که قرار بود پازل فرش شوند، علی الظاهر بعلت کمبود پازل تولیدی نیمه کار رها شده(حدفاصل میدان شهرداری تا مکان موقت مصلی نمازجمعه و ...)

*عدم بازسازی و جمع آوری ضایعات و موزاییکها و پازل حفاری ناشی از عبور خط برق، حدفاصل شهرداری تا میدان ولیعصر بویژه جلوی پارک شهر که طبیعتاً نظر مسافران زیادی را به خود جلب خواهد کرد!!!

*رهاسازی و نیمه کار ماندن طرح عقب نشینی و درآوردن پایه های روشنایی معابر سابق -باوجود گذشت نزدیک به 2ماه از بنه کن کردن شبانه درختان این محدوده!- حدفاصل استخر سیدین تا پل(جلوی نمایندگی سایپا)

و موارد اینچنینی که در قیاس با بسیاری از فعالیتهای عمرانی جاری سطح شهر پیش پاافتاده هم بنظر میرسد و در قضاوت مسافرین و گردشگران این ایام موثر خواهد بود، قابل مرتفع کردن است؛ آن هم برای مجموعه ای که اگر نخواهیم از حق بگذریم توانایی انجام کارهای بزرگ را از خود نشان داده است، کار چندانی نیست...

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت: نوروز باستانی و سال نو را به تمام دوستان خوبی که در این مدت چندماه مسدع اوقاتشان در خواندن این سطور شدم، تبریک میگم و امیدوارم مثل تمام این مدت که از نظراتتون استفاده کردم، باز هم از الطافتون بهره مند بشم...

سالی خوب و خوش و همراه با بهروزی و پیروزی برای ایران و ایرانی و گلستان و گلستانی و گرگان و گرگانی آرزومندم...


 
نمایشگاه اینترنتی!
ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، خلیج گرگان ، ناهارخوران ، ایران

نمایشگاه اینترنتی عکاس گرگانی...

این روزها که مجوز برگزاری یک نمایشگاه در آخرین روزهای سال میتونه با موانع و مصائب فراوانی همراه باشه... بازدید از یک نمایشگاه اینترنتی، اونم نمایشگاه عکاسی با عکسهایی از یکی از بهترین و زیباترین و بیادماندنی ترین زمستانهای طول عمرم در آخرین روزها و ساعات این زمستان دوست داشتنی خالی از لطف نخواهد بود...

مخصوصاً اینکه عکاس و ثبت کننده این لحظات بیادماندنی میثم لطفی عکاس خوب و همشهری باصفای خودما باشه...


 
بهار همدلی و توسعه به گرگان میرسد؟
ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، خلیج گرگان ، هلال احمر گرگان ، ترافیک گرگان


 
چو ایران نباشد...
ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: ایران ، گرگان ، ورزش

چو ایران نباشد...

اول مطلب باید از همه دوستانی که تا حالا به این وبلاگ اومدن و من رو مورد لطف و محبت خودشان قرار دادن تشکر کنم... تشکر کنم که با اینکه خیلی منظم نمینویسم باز هم میان و از راهنمایی هایشان استفاده میکنم. این چند وقت خیلی علاقمند بودم تا یک مطلبی در مورد مسائل ورزشی بنویسم. هرچند که باید قبلش از همتون عذر بخوام که از هر جا مینویسم و باز هم با عرض پوزش پراکنده نویسی های من رو باید تحمل کنید؛ از خلیج زیبای گرگان وبافت تاریخی و شهر و روستا ... تا ورزش که البته قبلا هم در مورد ورزش یک پست نوشتم.

اما این چند روز که از بازی دربی(شهرآورد خودمون) گذشته، یک مساله من رو مثل هر علاقمند به  مسائل ورزشی رنجاند! چه مساله ای؟عرض میکنم...

بعد از دربی فارغ از نتیجش و حاشیه های اون، حرفهای یک نفر یعنی زائد -بازیکن زننده گلهای پرسپولیس- واقعا ناراحت کننده بود. ناراحت کننده بود چون این بازیکن به اصطلاح لژیونر در روزنامه ها مطالبی در مورد سیدمهدی رحمتی ، دروازه بان تراز اول فوتبال ایران و بلکه آسیا بر زبان آورده بود که با کمال تاسف در برخی نشریات زرد و فرصت طلب چاپ شده بود. اینکه چطور این بازیکن به خودش اجازه داده در مورد سنگربان ملی ایران این حرفها رو بزنه در جای خودش قابل بررسی و برخورده، ولی از اون بدتر روزنامه های چاپ کننده بودن که در مورد دروازه بان تیم ملی ایران اینگونه حرفهای ناشایست رو  چاپ و منتشر کردن،  آن هم از یک "انیرانی" و نه یک هموطن "ایرانی"...

امیدوارم  هیچوقت اجازه ندیم یک خارجی، درمورد هیچ فردی -تاکید میکنم هیچ فردی، چه موافق ما و چه مخالف اندیشه ما- با شناسنامه "ایران عزیز" اینگونه سخن براند و اینگونه باب میل ما قرار گیرد...


 
گرگان؛ شهر گداپرور!
ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، ترافیک گرگان

گرگان؛ شهر گداپرور!

هر وقت که از کنار گوشه هر خیابانی رد میشم موضوع گداهای رنگ وارنگ مرد و زنانی با لباسهای متنوع و شاد که بنظر حال و هوای هندوستان و اقمار دارن! آدم رو از هرچی پیاده رویه منصرف میکنه یا نمیدانم شایدم یکی از عوامل برای صرفه جویی در انرِژیهای ما و نگهداری و ذخیره اون برای روز مبادا باشن!

ولی به هرصورت خیلی وعده داده شده که اینها جمع شن ولی هرچی بیشتر به این مسئله میکنم به یک نتیجه میرسم و اون اینه که تا موقعی که افرادی هستن که تصور ناقص و کاملا اشتباهی از دلسوزی و کمک رسانی دارند هیچوقت این قضیه جمع شدنی نیست، تا موقعی که افرادی هستند که از کمک کردن به نزدیکترین افرادشون خودداری میکنن و تا به یک نفر متکدی که معلوم نیست از کجا سر درآورده میرسن، کیفشون رو هم حاضرن خالی کنن وضع همینه که هست!

نمیگم جمع کردن اینها از خیابان وظیفه شهرداری نیست ولی واقعا خودماییم اگر شهرداری هرچی هم نیرو بذاره تا این دست افراد رو جمع کنه کم میاره و تا افرادی که به این شکل ترویج تکدی گری میکنن! یک فکری برای تغییر شکل دستگیری از دیگران در خودشون ایجاد نکنن اوضاع و احوال این شهر گداپرور درست شدنی نخواهد بود...


 
بمناسبت روز حمل و نقل: ما و کلاف سردرگم ترافیک
ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، گرگاندوستان ، ترافیک گرگان

ما و کلاف سردرگم ترافیک

اگر بگوییم امروز بزرگترین مسئله در هر شهری مسئله ترافیک(حمل و نقل) است که زمان بسیاری را از مدیران در این خصوص به خود اختصاص میدهد، اغراق نیست...حتی عرصه ای بحث انگیزتر از ساخت و سازهای پر از حاشیه در حاشیه شهر! جایی که بسیاری از رضایت ها و بالعکس عدم رضایتهای مردم از مدیریت شهری از آن نشات خواهد گرفت.

نمیدانم چطور با این همه زمانی که در این خصوص مدیران شهری ما هم احتمالا! میگذارند چرا نتیجه ای حصول نمیشود؟ یا لااقل اندکی از این کلاف سردرگم باز نمیشود؟

جدای از فرهنگ غلط موجود در شهر گرگان و در کل کشورمان در استفاده از وسایل نقلیه شخصی، طبعا مسایل دیگری نیز هست که از نگاه مدیریت شهری باید به اینها هم توجه بسیار شود.

هر چند که مسایلی که در ادامه می آید در ذهن بسیاری از ما شاید خطور کرده باشد، ولی من باب تذکر مجدد و به عنوان مثال ذکر میکنم

1-چرا در یکطرفه کردن بسیاری از خیابانها در سطح شهر تعلل میشود؟آیا نهایت امر اینها نتیجه ای بدتر از بسیاری از یکطرفه کردن ها مثل قسمت میدان ولیعصر تا سراهی لشکر در مقابل پارک شهر خواهد داشت؟!(هرچند که ممکن است طراحان آن دلیل و توجیهی بر آن داشته باشند)بازهم بعنوان مثال یکطرفه کردن خیابان شهدا چقدر جای کارشناسی دارد که مدیران شهری پس از چند بار بررسی در اجرای آن تعلل میکنند؟یا یکطرفه کردن بعضی دیگر از خیابانها...

2-چرا در ساخت تقاطع های غیر همسطح (با وجود مطرح شدن در طرح گرگان90)این همه مشکل داریم؟ آیا با جمع و جور کردن برخی مخارج واقعا غیرضرور که در جای خود قابل بحث است، در مدیریت شهری امکان احداث اینها و کاهش بار ترافیکی نداریم؟

3-آیا عریض درنظر گرفتن برخی از معابر شهر با پیش بینی تردد گسترده در آینده ای نه چندان دور کار خیلی هزینه بر تر و مشکلتر از گرفتاری های امروز است؟!(نمونه شاهد آن خیابان انقلاب با عرض 8 یا خیابان مطهری و گلها با عرض 10-12متر و در آینده ای نه چندان دور بلوار صیاد شیرازی که همه را در عجب نگه داشته و خواهد داشت؟!) 

و برخلاف آن بد نیست به خیابان امام خمینی با قدمت حداقل 60 ساله توجه داشت که همچنان و در آینده با انجام برخی تدابیر ترافیکی و راهنمایی قابلیت سرویسدهی مطلوب دارد.

4-چرا با وجود اینکه برخی معضلات ناشی از نقصان مدیریت شهری در دیروز بوجود آمده را با تدبیر امروز حل و یا سعی در برطرف کردن و کاهش تبعات آن نمیکنیم؟آیا دیروز که به ساختمانهای موجود در حاشیه خیابان ولیعصر(عج) مجوز ساخت دادیم تا جایی که اغلب و اکثر آنها بدون پارکینگ هستند!! و همچنان به این شیوه تا امروز ادامه دادیم، نباید درسی شود تا مسئولانه تر با این مسایل برخورد کنیم؟ یا نه فقط مسئولیت را در ادامه و امتداد پشت فلان میز میبینیم و برای بدست آوردن آن چند سال طی طریق و سلوک میکنیم ولی برای معضلات شهری صدایمان در نیاید و برعکس گره ای اندر کار اندازیم؟؟؟!!!

مثلی هم از قدیم بین همه ما ایرانیان هست که "جلوی ضرر را از هرجا بگیریم، منفعت است..."

امروز هم دیر نشده! بله، میتوان با حس برجا گذاشتن نامی نکو از خود به این مسئله پرداخت و پیش از بغرنج تر شدن موضوع، حل آن را در آینده ای نه چندان دور(چند ماهه و نه چند ساله که هر سال با وعده های خجالت آور به تعویق انداخت)شاهد بود..

به امید روزی که با همت تمام دست اندرکاران امر همه با هم و از هر جریان و فکری به ساختن شهر و مرتفع کردن معضلات موجود بپردازیم.

دست حق یاور تمام کسانیکه یاور مردم هستند...


 
عید امامت فرخنده و مبارکباد...
ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ آبان ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، خلیج گرگان

از همون موقعی که به یادم میاد و با معنای اعیاد و جشنهای مناسبتی آشنا شدم همیشه احساسم این بود که در یکی از این اعیاد که همان عید غدیر باشه، یک اتفاق بزرگ در زندگیم رو خواهم دید و امروز بعد از سالها بهمراه داشتن این احساس، بالاخره به تحقق پیوست!

امیدوارم همونطوری که این عید و جشن بزرگ برای من در زندگیم بیاد ماندنی شد، برای تمام دوستان وبلاگنویسم هم تمام روزها و تمام لحظه ها سرشار از شادمانی و فرخندگی و خجستگی باشد...

راستی عید سعید غدیر ، عید سبز مسلمین بر تمام رهروان واقعی رسول مکرم اسلام و ائمه اطهار مبارک و فرخنده و شاد باد...

--------------------------------------------

پ.ن: از اینکه طی این مدت که کمتر دستم به نوشتن میره و حضور نداشتم و نام بلوار و خیابانی عریض و در نهایت سلیقه، در گرگان به نام نامی "خلیج گرگان" نامیده شد بسیار خرسندم و این واقعه رو با تاخیر به تمام علاقمندان به فرهنگ و تاریخ و خاک پاک گرگان زمین تبریک میگم...


 
ما زرد نمیشویم!
ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، گرگاندوستان ، هلال احمر گرگان

ما زرد نمیشویم!

بعد از ماجرای ناراحت کننده هلال احمر داستانهای دیگری شنیده میشود که در راه است...

هنوز چند روزی از شنیده شدن زمزمه هایی از ساخت و ساز تحت فشار بر مجموعه شهرداری نمیگذشت که شنیده میشود سناریوی جدیدی در جهت نابودی بخش دیگری که آمادگی اجرای فضای سبزی مناسب دارد، در راه است. ماجرا از این قرار است؛ واگذاری قطعه زمینی از زمینهای تحت تملک شهرداری گرگان با موافقت برخی اعضای شورا و شهرداری به سازمان صداوسیما!!!

اصلا دوستانی که تا همینجا و سر قضیه هلال احمر بنده و چندنفر از دوستان -که بسیار بهتر از من- در این زمینه قلمفرسایی کردند،را همراهی نکردند اصلا به روی خودشان نیاورند و باز هم خودشان را ناراحت نکنند. البته از جهاتی به ایشان حق میدم شاید منافعی در این موضوع احساس نمیکردند و شاید هم نسبت به این موضوع بیخیال!

اما برای موافقین و همراهان این واگذاریها و بهتر بگویم وادادگیها عرض کنم خودماییم بیخیال فضای سبز، فضای سبز سیری چند؟؟!!!

وقتی میشه اینجا یک امتیاز به یک نهاد داد و جای دیگه وصول کرد چرا فضای سبز اصلا؟؟؟

خودماییم، کی به کیه، همشو بسازن زمین پدریمون آزاد بشه...فضای سبز سیری چند؟؟؟!!!

اما من در کنار دوستانم که به این موضوع بی توجه نیستند ایستادم، ما زرد نمیشویم تا با فریادمان و بضاعتمان شهرمان را از این زرد شدن نجات بدیم...

مطمئنم گرگاندوستان واقعی که در استانداری، فرمانداری، شورا و شهرداری نشستند مخصوصا فرماندار جناب گرزین و اعضای واقعا گرگاندوست و نه صرفا ادعای گرگانی بودن!!شورا در این زمینه اقدام خواهند کرد و به زودی بپا خواهند خواست و شهر را با فضای سبز مناسب خواهیم دید و منافع استراباد عزیز را به منافع شخصی نخواهیم داد، فقط امیدوارم چهره بعضی را زرد نبینیم...


 
گرگان و دوستدارانش...
ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، گرگاندوستان

روز پنجشنبه گذشته گرگاندوستان در جوار گرگانپژوهی نامی بودند که از سالهای دور کتابی ماندگار از خود بجای گذاشته است. دکتر منوچهر ستوده استاد دانشگاه و گرگانپژوه که به دعوت موسسه میرداماد به گرگان آمده بود با ابراز احساسات متقابل گرگاندوستان در این جلسه روبرو شد که در آن منتظری مدیرکل فرهنگ و ارشاد، چراغعلی عضو شورای شهر و گرزین فرماندار گرگان هم حضور داشتند.

در پایان هم پیامی از آیت اله نورمفیدی در تقدیر از جایگاه ایشان قرائت شد.


 
مسئولیت ما چیست؟
ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، گرگاندوستان ، بافت تاریخی ، هلال احمر گرگان

مسئولیت ما چیست؟

پست قبلی که گذاشتم هرچند با استقبال جمعی از دوستان و گرگاندوستان بزرگوار روبرو شد و البته برخی از پیامهایی که از رو کردن آنها به دلایل مختلف از جمله مسایلی که بیان کردن اونها با توجه به عدم در دست داشتن مدارکی دال بر صحت و نیز استفاده از الفاظ و تهدید و ...خودداری کردم... 

آیا دوستان گرگاندوست این موضوع را چندان مهم ندیدند که بعضا با وجود کامنت گذاشتن از طرح و بحث پیرامون آن در وبلاگها دریغ کرده اند تا به امروز؟؟؟

آیا گرگاندوستی را فقط در لهجه زیبای استرآبادی و متاسفانه اندکی هم کار کردن در زمینه بافت با ارزش تاریخی استرآباد خلاصه کرده اند؟ که البته در این زمینه ها هم هنوز کاری چندان نشده و جای کار بسیار و وسیع دارد

هرچند که در وبلاگهای گرگاندوست که همه از اساتید من در وبلاگ نویسی و من کوچکترین آنها هستم بسیار خوب به مسایل و مصایب گرگان پرداخته اند ولی اینکه بیاییم و مراسمی برای شب وبلاگی و صحبت از گرگاندوستی بکنیم بخشی از ماجراست ولی در عرصه عمل چکار کرده ایم؟

آیا اعضای محترم و طبیعتا گرگاندوست شورای شهر که اقدامات ایشان را عملا دیده ایم و فریاد آنها در صحن شورا را شنیده ایم و البته فرماندار محترم که شنیده شده ایشان هم از گرگاندوستان هستند و حتی قبل از این هم گفته بودند حاضرم مقر فرمانداری را به پارک بزرگ شهر گرگان(کمربند سبز میانی استرآباد) ضمیمه کنم و طی این مسئله هم ابراز تاسف کرده اند، پشتوانه خوبی برای ما نیستند؟(اینجا را بخوانید)

چرا همیشه فقط به ابراز همدردی بسنده میکنیم؟چرا؟و اگر غیر از این بود امروز شاهد زوال روز به روز شهر و دست روی دست گذاشتن نبودیم!

چرا پیش از اینکه خانه فروغی را تخریب کنند راهکاری برای مقابله و استفاده از ظرفیتها مثل کمربند انسانی نیاندیشیدیم؟(قابل توجه دوستداران بافت)

چرا اینجا که هنوز پروژه هلال احمر پا نگرفته برای تعدیل طبقات پروژه اقدامی نمیکنیم؟

حالا هم بگذاریم تا اسکلت ساختمان مذکور تا طبقه 12 بالا بیاید بعد دادمان بالا برود؟

امروز که جمعی این مسئله را پیگیری میکنند و به نظر میرسد از آن ناراحتند(اعضای محترم شورا، فرماندار محترم)بیاییم در عرصه عمومی کاری کنیم تا اگر فردا این بزرگواران اقدام بزرگ دیگری در دفاع از کیان گرگان مدنظر داشتند بتوانند به پشتوانه جمعی مردم باقی مسایل را حل کنند.

حداقل اینست که با پرداختن به این موضوع و طرح مطلب ادعای ایشان را بیازماییم...

--------------------------------------------------------------

پ.ن1: شنیده شده که برج هلال احمر 30درصد از عرصه موجود را در برخواهد گرفت و باقی عرصه به پارک خواهد پیوست!!! پس چندان دلخوش نباشید که دخانیات از اخذ چنین مجوزی محروم بماند!!!

پ.ن2:همانطور که در بالا ذکر کردم اگر این موضوع صحت داشته باشد میتوان به تعدیل این مجموعه و کاهش طبقات به 2-3طبقه امید بست، که در آن صورت دخانیات عطای ساخت پروژه را به لقای آن...

پ.ن3: با توجه به اینکه اداری بودن این مجموعه ذکر میشود پس سایت اداری استانداری چه نقشی دارد؟؟؟


 
برای فرهاد، مرد اخلاق...
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، خلیج گرگان

برای فرهاد؛ مرد اخلاق...

امروز در خبرهای بعد از پایان بازی دو تیم بزرگ استقلال و پرسپولیس فارغ از نتیجه اون که معمولا پیگیر سفت و سخت خبرهای ورزشی هستم به بخشی از صحبتهای فرهاد مجیدی برخوردم که واقعا فکرم رو به خودش مشغول کرد. همه میدانند که فرهاد مجیدی جدای از بازیهای زیبا و در اوج بودن پس از سالها بازی در این تیم مطرح پایتخت از بازیکنان به شدت متعصب نسبت به تیم محبوب خود استقلال است بطوریکه خیلیها همزمان با فرهاد آمدند و رفتند و در تیمهای دیگری بازی کردند و از تیمهایی که هواداران آنها تصور تعصب از آنها داشتند به تیمهای دیگری رفتند! جدای از اینکه این کار درست بوده یا نه، اینکه این بازیکن بااخلاق تیم استقلال هیچوقت صحبتی از او در نشریات در مورد مبلغ قرارداد و قهر او بخاطر مبلغ و پرداخت آن  گفته نشد اگر نایاب نباشد کمیاب است علی الخصوص در این دوره و زمانه ای که بی اخلاقی در این زمینه ها در فوتبال ما در اوج است.

زیاد به حاشیه رفتم اما قصدم بیان جمله ای از فرهاد بود که واقعا از خواندن اون لذت بردم فرهاد بعد از پایان بازی میگه:"من بازی درخشانی نسبت به بزرگان فوتبالی که در گذشته داشتیم ندارم" همینجا من را به شدت میخکوب کرد چون این سخن نه باصطلاح شکسته نفسی، بلکه حس خضوع و احترام و اخلاق والای این بازیکن بزرگ فوتبال کشور است نسبت به بزرگان و پیشکسوتان؛ در جایی که همه میدانند فرهاد اگر بهترین بازیکن استقلال در طول عمر این باشگاه نباشد ازجمله بهترینها و در تاریخ فعلی فوتبال یکی دو دهه ایران بهترین است چه به لحاظ تکنیکی و چه به لحاظ اخلاق! باشد که ما و بسیاری چه در استقلال و چه در فوتبال این مرز و بوم و چه در کل جامعه از این بزرگمرد ورزشی ادب و اخلاق بیاموزند.

----------------------------------------------------------------------

راستی در این لحظات که این پست روی صفحه وبلاگم میاد شاهد طلیعه 27 شهریور 1390 و آغاز بیست و نهمین سالروز تولد یگانه وبلاگنویس خلیج گرگان خورشید تابناک گرگان زمین هستیم که بر عموم دوستداران تبریک و تهنیت باد...از خود راضی


 
مردم را سیاه نکنید!
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، بافت تاریخی ، هلال احمر گرگان ، ناهارخوران

مردم را سیاه نکنید!

این چند روز مسئله ای فکرمو به خودش مشغول کرده و اگر نمینوشتم راجع به اون عذاب وجدان داشتم!نوشتم که حداقل وظیفه که همانا یادآوری دروغهای یک جماعت بود از من ساقط شده باشه...

قصه  از بی تعصبیهای خود ما، از اینکه هر کسی از راه میرسه فقط شعاری میده و ...و ما نشسته ایم و هیچ...اون از بافت تاریخی ، اون از ناهارخوران و ...

برم سر اصل مطلب؛ پازل کمربند سبزی که قرار بود در مرکز استرآباد و امتداد پارک شهر و کاخ موزه گرگان توسعه پیدا کنه هرروز بجای تکمیل در حال محدودشدن و نابودی بیشتره!

روزی برج سرمایه بالا میرود و امروز هلال احمر برجی میسازه و بزودی شاهد ساخت و ساز در دخانیات خواهیم بود(بلاشک!)همچنانکه در پادگان باصطلاح در حال رفتن به این صورت فجیع و بدون نظارت میسازند...

یادش بخیر زمانیکه صحبت از کمربند سبز شهری با مبدا باغ کنسولگری تا انتهایی که آن زمان گفته میشد پادگان لشکر30 ذکر میشد حالا مردم نظاره گر دروغها و وعده های پوچ کسانی هستند که یا ترک مسئولیت کردند، یا اگر سرجایشان هستند بی تفاوت نشستند و اگر ماشین امضا هم جایشان میگذاشتند فرقی نمیکرد!!

واقعا این روزها که از فلکه کاخ به سمت شهرداری و بالعکس میام طعم تلخ وعده های دروغین، پوچ و رویایی یک مسئول سابق را به یاد میارم، مسئولی که نه تنها هیچکاری برای شهر و استان نکرد بلکه سلف او ضد آن وعده ها را هم عملی کرد، مسئولی که صحبت از هماهنگی جهت انتقال هلال احمر و دخانیات به محدوده دیگری در حاشیه شهر میکرد نه تنها این مجموعه ها را به خارج از شهر انتقال نداد و زمینه را برای اتصال به پارک شهر گرگان ایجاد نکرد، بلکه سلفش در احداث برج هلال احمر (؟)طبقه پشت برج مروارید سنگ تمام گذاشت!

و با آغاز خاکبرداری این مجموعه باید از حالا کسی که امروز مجوز ساخت این برج را مثل "برج سرمایه"داد به فکر.... فرستادن نسلهای بعد به روح خود باشد، وقتی کسی تعلق خاطری به دیاری نداشته باشه از او فقط انتظار انجام مسئولیت هست که در این ماجرا چون ویرانی گرگان زمین را عده ای در تصور خود دارند، انتظار مسئولیت هم ساقط میشود!!! ولی اگر کسی اندکی ادعای تعلق خاطر داشته باشه دیگر نمیتواند در مقابل این مجوزی که داده سکوت کند و شبی را با آرامش سر بر بالین بگذارد! چون...مردم را همیشه بدرقه راه خود دارد و فرزندان خود را هم غریق این محبتهای مردم در سالهای آینده بداند.

-----------------------------------------------------------------

پ.ن1:روی سوالم با... اینست که کمربند سبز هیچ! شما روی مردم را سیاه نکنید! آیا فکری برای کسر پارکینگ سرمایه کرده بودید و حالا مجوز ساخت هلال احمر را دادید؟ یا فقط بفکر بله قربانگویی به بالادستها و عدم برکناری از پست و سرمایه خود هستید؟؟؟!!!

پ.ن2:آیا این افراد تصمیم گیرنده از اثرات لعن و نفرین صاحبان حق که در اینجا مردم هستند و در مکتب ما هم کم نیست و در زندگی شخصی مسلما بازتاب دارد آگاه نیستند؟؟

پ.ن3:نه روی مرم سیاه شدنی است و نه روی مسئولینی که در دفاع از حق مردم فریاد خود را فارغ از منافع شخصی و باندی زدند...

پ.ن4:لازم بذکر است برج سرمایه در جوار هلال احمر حدود 150 عدد جای پارکینگ در کمال تاسف کسر دارد که هنوز راهکاری برای آن تهیه نشده که این ورای کسر فضای سبز پیش بینی شده در هلال احمر است!!!


 
روز گرگان بر همه دوستداران گرگان زمین مبارک باد...
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، خلیج گرگان

که گرگان ریشه در اسطوره دارد                هزاران نکته مستوره دارد

فرا رسیدن روز گرگان مبارک باد بر تمام کسانی که برای رشد و شکوفایی این دیار کهن و توسعه و اعتلای آن و در یک کلام به این خاک عشق می ورزند...


 
بافت تاریخی گرگان
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، بافت تاریخی

بی تدبیری در تصمیم گیری برای بافت تاریخی گرگان

 آرامش دیروز ، معضلات فردا

آثار و ابنیه تاریخی و بخصوص بافت­های تاریخی به عنوان نماد هویتی جمعیتی که در آن شهر ساکن هستند شناخته می­شود، فارغ از اینکه تعلق آبا و اجدادی به آن دیار داشته باشد یانه...  به طوری که آدرسی که از هویت شهر داده می­شود در وهله نخست نه موزه­ها و آثار و فرهنگ و صنایع دستی و...آن شهر که این معماری آن دیار است تا جاییکه امروز وبا وجود توسعه شتابان جوامع بشری در ابعاد مختلف در سطح دنیا این موضوع نه تنها نادیده انگاشته نشده است بلکه روز به روز شهرها وکشورهایی که چنین نشانی های هویتی هرچند ضعیف را دارا می­باشند سعی در پررنگ تر کردن آن می­­کنند.

در کشورهایی که تاثیرگذاری بیشتری در حوزه­های مختلف دنیای امروز دارند پاسداشت میراث معنوی صدها مرتبه بیشتر از کشورهای به اصطلاح جهان سوم وعقب افتاده به چشم می­خورد که این خود شاید یکی از رمزگشایی ها از توسعه وپیشرفت آن­ها باشد.

تا همین یک دهه پیش کمتر سخنی از میراث معنوی و ثبت آن شنیده می­شد ولی امروز شاهد این هستیم که هر کشوری در تلاش است در این زمینه گوی سبقت را از دیگری بربایدو سرمایه­گذاری در این زمینه مطمئنا برای آن ها که بهتر می­اندیشند و دور­دست­ها را رصد می­کنند، در ابعاد مختلف توریستی فرهنگی تبلیغاتی، سودآور شناخته شده است، چرا که توسعه و پیشرفت و در پی آن ثروت را نه در ذخایر پایان پذیرفتنی، بلکه در دوراندیشی دیده­اند.

والبته در این سوی هم  هستند کشورهایی که داشته­های تاریخی و معنوی و حتی طبیعی را نه تنها نادیده بلکه نابود می­کنند ودراین راستا و در نهادینه کردن آن اقشار فرهیخته و صاحب اندیشه و بالاخص در هدایت طرح های توسعه شهری "مهندسین" نقش به سزایی می­توانند داشته باشند.

در کجا قرارداریم؟

شاید امروز تحرکات  زیادی در جهت حفظ و مرمت و برجسته­سازی آثار و نمادهای تاریخی را در کشور شاهد باشیم اما مسائل عدیده ونگران کننده­ای نیز هر روز از گوشه­ای از این سرزمین که به واقع مهد تمدن بوده به گوش می­رسد.که اگر در این میان جامعه مهندسین با تدبیر و حسن نظری که در آن­ها وجود دارد نیاندیشند لاجرم، جرم آینده­ای بدون هویت بردوش جامعه مهندسی نیز خواهد بود. آوردن نمونه­های بسیار در این زمینه شاید ملال آور باشد اما آن­چه  برآثار و میراث تاریخی، هویت ملی، رفته شاید تذکره­ای باشد برجامعه مهندسی که در این زمینه کم در مظان اتهام نبوده ونیستند. نمونه­هایی چون تخریب بخش­هایی از نقش رستم برای احداث راه آهن، به زیر آب رفتن بخش­هایی از تمدن ایرانی برای احداث سدهایی چون سیوند ومرگ تدریجی پارسه و...

بافتهای قدیم شهری:

هرچند که بافتهای قدیم شهری یکسره آثار و ابنیه ارزشمند تاریخی نیستند و قسمت­هایی از آن را سازه­هایی فرسوده و خطرساز تشکیل می­دهند اما همانطور که از نامشان پیداست "بافت" هستند، نه تک ساختمان­های صاحب منزلت و ارزشمند،که در این صورت از قدر وارزش بسیار کمتری برخوردارند،که بایستی برای حفظ و صیانت از بافت­های قدیمی برنامه­ریزی مدون داشته باشیم. برنام­هایی که هرچند فرسودگی قسمت­هایی از بافت های قدیمی را می­بیند اما دست  به تخریب و ساخت وسازهای بدون توجه به هویت بافت قدیم نمی­زند، واگر بافتی فرسوده شناخته شود برای آن قسمت­ها طرح و نقشه دارد وکاربری­های بایسته و شایسته تعریف می­کند .مساله­ای که متاسفانه امروز در بافت­های قدیمی به علت ضعف در اجرا و یا عدم وجود برنامه و سهل انگاری شاهد آن هستیم کاملا بی­برنامه و طرح می­نمایاند و هر رهگذر آگاه و علاقه­مندی آن را به یاری مهندسین وجامعه مهندسی خواهد نوشت.

مصایب ونوسازی های کور وبدون طرح وبرنامه :

در اینجا و  ذکر موارد و دشواری­های در پی نوسازی­های بدون طرح وبرنامه به موارد بسیاری می­توان اشاره نمود که عوامل تهدید کننده امنیت روانی و فیزیکی خواهندبود. اهم آن­ها به اختصار و از دیدگاه نگارنده به قرار زیر خواهد بود.

1-     عقب نشینی­های ضد امنیتی برای ساکنین: نخستین مساله از نگاه نگارنده این سطور در زمینه نوسازی های بدون طرح و برنامه در خور مساله عقب نشینی ساختمان­های تازه ساز به جای قسمت­های فرسوده نسبت به ساختمان­های قدیمی محاور است که باعث ایجاد فضایی خارج از دید و نتیجتا تشدید جرم خیزی است. که بازهم متاسفانه برای جبران یک اشتباه بالاجبار ساختمان­های مجاور که چه بسا ساختمان­هایی ارزشمند و تاریخی هم باشند پیاپی و یکی درپس دیگری دست به ساخت و سازهای ناهمگون با بافت منطقه می­زنند.

2-    عدم همخوانی نماهای ساختمان­های جدید با ساختمان­های قدیمی: هرچند که نمی توان در ساخت وسازها در این مناطق، بافت قدیم صرفا از همان مصالح قدیمی استفاده کرد، اما حداقل انتظار این است که از مصالحی نزدیک به مصالح آن بافت به خصوص در نما چه در نمای پلان و چه در نماهای جلو وعقب وطرفین استفاده گردد. مساله­ای که متاسفانه نادیده گرفته شده و بعضا دیده می­شود در این ساخت وسازها از سقف­های تخت بام و دیگر پوشش­های ناهمگون استفاده می­شود که این مساله در نماهای طرفن نیز به طور گسترده به چشم می­خورد .

3-    تفاوت مفاهیم بین طراحان امروز وشهروندان: در طراحی­های قدیم و جدید تفاوت­هایی در معانی وجود دارد، پیشینیان به عنوان مثال خیابان یا میادین را برای تعاملات اجتماعی می­خواستند حال آن که امروز معابر را صرفا محلی برای تردد خودروها می بینیم! 

مساله­ای که در مورد بافت­های قدیمی و در این مورد خاص مشکلاتی را شاید پدیدآورده، می­توان پیشنهاد کرد هرچند در سایر قسمت­های شهر استفاده از معابر وخیابان­های عریض امری پسندیده است ولی حداقل در این مناطق با حفظ و بازسازی معابر به صورت اولیه، سنگفرش، به جز موارد اورژانسی و امنیتی در سایرموارد از ترددهای نابه جای خودروها جلوگیری گردد.

در پایان باید کاری دوچندان صورت­گیرد با درایت مسولان امر و همت و دوراندیشی جامعه مهندسی از میراث گرانبهای تاریخی وبافت تاریخی شهری که به مانند سرمایه­های بین نسلی می­باشند. به بهترین وجه من الوجوه حفظ و صیانت انجام شود، تا آیندگان امانت نیاکان خودرا به دوستی از ما تحویل بگیرند.

----------------------------------------------------

پانوشت: این مقاله در شماره 17 (زمستان 1389) نشریه نماد گلستان، فصلنامه تخصصی سازمان نظام مهندسی استان به چاپ رسیده است.


 
در انتظار 20 شهریور
ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، خلیج گرگان

این روزهایی که گذشت اصلا دستم به هیچ نوشتنی نمیرفت. خیلی دوست داشتم چیزی بنویسم -بقول اون شاعر که دستم به قلمی نمیرفت، با اهل قلم نمیشدم!!!- ولی باور کنین تا حسش نباشه به دلم نمیچسبه که کپی مطلبی از جایی یا عکسهایی که خودم میگیرم رو بذارم چون واقعیتش فعلا احساس میکنم عکسهایی که میگیرم چندان حرفه ای هنوز نیست که بخوام دیدگان دوستانم را آزار بدم...

اما امروز آمدم تا چند سطر راجع به گرگان بنویسم ولی از اینکه بخوام این چند سطر رو به نام روز گرگان تیتر کنم شرمم آمد که این نام بزرگ را با مطالبی که فی البداهه!!! باشند آزار بدم...

11SEPTEMBER

20    شهریور

به زودی و در آستانه روز گرگان و هفته گرگان که 20 شهریور آغاز میشه مطلبی نه چندان قابل رو در مورد این موضوع میذارم

راستی این روزا همش به این فکر میکنم که کاش سالروز تولدم بجای 27 شهریور که انتهای هفته گرگان هستش! 20 شهریور می بود...


 
شب بیست و هفتم در گرگان چه میگذرد؟
ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، خلیج گرگان

ماه رمضان که به آخراش میرسه با خودش یک سری دلتنگیهایی از پایان این ماه به همراه داره، از الفتی که با این روزا وشبهاش گرفتی و رفتار به نسبه بهتر مردم با هم و حال و هوای این روزها سر افطار و شبها بعد افطار تا دم دمه های سحر همه و همه خیلی زیبایی دارن که در هیچکدام از ماههای سال دیده نمیشن.

اما همه اینها یک طرف ماه رمضان برای مردم گرگان و تقریبا اغلب روستاهای اطراف که از آداب و رسوم مشابه برخوردارن یک سری رسوم خاص به همراه داره از نوع غذاها و دسرها مثل " تَرَک " و البته کله-پاچه روز بیست و هفتم که نمیشه از اون گذشت...

بیست و هفتم ماه رمضان سالروز به درک واصل کردن ابن ملجم توسط امام حسن مجتبی(ع) -و به سفارش مولی امیرالمومنین که فرمود اگر قاتلم را خواستید قصاص کنید فقط با یک ضربت-میباشد...

گرگانیها در این روز -شب بیست و هفتم- مراسم کله پاچه خوران دارند که یکی از رسوم قدیمی در این دیار در ماه رمضانه!

این رسم نمادین و رسوم خاص مذهبی دیگر در گرگان نشانی از ارادت بی اندازه مردم دارالمومنین استرآباد به محضر ائمه(ع) بوده است که با شادی اهل بیت(ع) شاد و با غم آنها محزون میشوند است که برخی امروز هم هنوز پابرجاست...


 
شبهایی بالاتر از هزاران هزار ماه...
ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، خلیج گرگان

شب قدر ، شب بیدار ماندن نیست؛

شب بیدار شدن است...

التماس دعا...


 
شب وبلاگی، شب بیاد ماندنی گرگاندوستان
ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، خلیج گرگان

گذاشتن این اولین پستها خیلی سخته و اگه نقص و کاستیهای اون خیلی توی ذوق میزنه به بزرگواری خودتون ببخشید که بعد از قریب 2سال که همه چیزو کنار گذاشتم این موضوع شاید کاملا طبیعی باشه(فکرتون جاهای دیگه نره!!!منظورم هرچی نوشتن و دست به قلم بردنه چون قبل از این وبلاگ وبلاگ دیگه ای هم داشتم که بنا به عللی کنار گذاشتم)

به هر حال الان خیلی حرف هم برای گفتن دارم که سعی میکنم دو روز در میان یا سه روز یکبار بروز بشم(البته امیدوارم و قول نمیدم که از بدقول شدن بشدت بیزارم)

اما مطلب اول که این روزا به ذهنم میومد و دوست داشتم بنویسم در موردش این برنامه "شب وبلاگی" بود که در نهایت ذوق و قریحه بسیار جمعی از دوستان السابقون وبلاگ نویس گرگاندوست برگزار شد باور نمیکنید ولی واقعا معرکه بود اصلا فکر نمیکردم در این حد از صمیمیت و عالی برگزار بشه که الحمداله شد...ارائه راهنمایی در زمینه وبلاگنویسی توسط دکتر حسین مومنی گرگاندوست و استاد عرصه فناوری اطلاعات و حضور و اجرا هنرمندان گرگانی چون استاد عطا صفرپور، کیوان صالحی، حسین طاهری خواننده بزرگ موسیقی پاپ گرگان و ارائه مطالبی توسط چند تن از وبلاگ نویسان گرگاندوست گوشه ای از برنامه های این دو شب بود

برنامه های متنوعی که در این دو شب برگزار شد رو دوستان در سایر وبلاگها بهتر از من نوشتن که من از گفتن و تکرار اونا خودداری میکنم...بازم میگم واقعا عالی بود فراتر از تصوری که داشتم، امیدوارم این جمع که بنیان اون اساسیه و بقول ما مهندسین عمران شالودشو خوب ریختن!!! موجبات اعتلای گرگان دوست داشتنی ما بشه و در پرتو این جمع متعصب(نه بار منفی اون، بلکه متعصب به این لحاظ که دل در گرو این دیار دارن و عرقشون رو نسبت به دیارشون  فارغ از دسته بندیهای سیاسی و قومی،قبیله ای نشون دادن)شاهد اثرگذاری بر توسعه پایدار گرگان زمین باشیم...

----------------------------------------------------------------------------------

دومین مطلبم در مورد ضایعه تاسف باری است که طی هفته گذشته برای گرگان و گرگاندوستان رخ داد و اون رحلت عالم گرگاندوست و منشا خدمات بزرگ پیش، حین و پس از انقلاب اسلامی به استان مرحوم آیت الله رییسی گرگانی بود همچنین ضایعه فقدان مرحوم ابراهیم برادران پدر روزنامه نگاری گرگان زمین و مرحوم حاج عبدالصمد کاویانی که از بزرگان و کسبه خوش نام گرگانی بود که این هر سه بسیار برای گرگاندوستان سنگین بود...

لازم بذکر است که مراسم هفتمین روز درگذشت مرحوم آیت الله رییسی گرگانی ساعت 21:30 الی 23 روز چهارشنبه 26 تیر90 در مسجد گلشن گرگان برگزار میشه، از خدا شادی روح این بزرگواران رو در دیار باقی مسئلت دارم...

---------------------------------------------------------------------------------

اما سومین مطلبی که توی یکی دو روز اخیر شنیدم و موجبات خوشحالی و شعف من و جمع بسیاری از علاقمندان به توسعه استان رو فراهم آورد، تاکید مجدد بر احداث هر چه سریعتر راه آهن گرگان-اینچه برون بود که متاسفانه طی هفته های اخیر درج طالبی موجبات نگرانی نه فقط گرگانیها بلکه تمام علاقمندان واقعی توسعه استان رو فراهم کرده بود که با تاکید دولت محترم بر مسیر مورد اتفاق اولیه در اجلاس بین المللی این موضوع ختم به خیر شد...

متاسفانه موضوع انتقال راه آهن از گرگان طی این مدت لقلقه زبان عده ای شده بود که طی 4 سال نمایندگیشان برای مردم منطقه خودشان کاری از پیش نبرده بودند و فقط کارت سبز و قرمز در مجلس نشان داده بودند و امروز با بحثهای غیرعقلانی و غیرمنطقی انتقال راه آهن را دنبال میکردند...انتقالی که در صورت اتفاق آن حالا حالاها شاهد راه اندازی این کریدور مهم که مسیر آن را در اجلاس شانگهای مشخص کرده بودند نبودیم و امکانپذیر و عقلانی هم نبود(تا آنجا که من از موافقان طرح گرگان به اینچه برون خبر دارم هیچکدام نیتی جز تاکید بر آماده بودن مسیر و سرعت اجرای پروژه نداشتند بر خلاف مخالفان آن که همانطور که عرض کردم صرفا آن را دستمایه پوشش ضعفهای 4ساله دوران نمایندگیشان کردند) والا توسعه استان در هرکجای خاک گرگان زمین چه کرانه های گرگانرود در شرق و مراوه تپه و کلاله باشد چه در شهر زیبای گنبدکابوس و چه سواحل آرام  بندرترکمن در خلیج گرگان هیچ تفاوتی ندارد...


 
از کرانه های خلیج گرگان تا...
ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، خلیج گرگان

از کرانه های خلیج گرگان تا...

سلام و درود

بر همه کسانی که به ایران عشق میورزند(جای جای آن) که همه جای آن دل انگیز و خواستنی است و سلام بر همه کسانی که تعلق خاطری به تکه ای از خاک پاک ایران عزیز-گرگان سرافراز- دارند.

خیلی اهل استفاده از الفاظ نیستم، فقط آمدم به این عرصه که حقی که از این دیار -که بی وفایی های تاریخی و ناروایی هایی بس بر آن رفته- برگردنم بوده، هست و تا عمری داشته باشم خواهد بود را شاید اندکی ادا کنم...

نام آن را هم خلیج استوار گرگان گذاشتم، تا باشد یکی از اجزای این دیار تاریخی را تداعی کرده باشم نامی که نامی است و جاودان و هیچ گلستانی-از شرق تا غرب آن- و عاشق گلستان را بدخواه این نام بزرگ ندیدم، چرا که جای جای این استان از شرق تا غرب ذهن را متبادر به این نام میکند؛ خلیج گرگان، دیوار گرگان، شهر تاریخی گرگان در جوار گنبدکابوس فعلی و شهر گرگان فعلی(استرآباد)، رود بلند و سرکش گرگان و...

در پست اولی که گذاشتم عرفا میبایست شرح مختصری از خودم و بهتر بگم بقول دوستانم بیوگرافی یا زندگینامه یا هرچیزی که شروع کننده این ارتباط ما با هم باشه رو میذاشتم که فکر کنم با این پست فعلی حق مطلب تا حدودی ادا شده باشه(امیدوارم)

پاینده  باد ایران، جاودان باد نام بلند آوازه گرگان


 
خلیج گرگان و تصاویری از زیبایی های بی نظیر بزرگترین خلیج دریای خزر
ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، خلیج گرگان

 تصاویر زیبا و بی نظیر از خلیج گرگان

عکاس: ابوطالب ندری