از کرانه های خلیج گرگان...

...که گرگان ریشه در اسطوره دارد

طرح نجات ملی ناهارخوران
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: ناهارخوران ، گرگان ، دفاع مقدس ، گرگاندوستان

طرح ملی نجات ناهارخوران

قصه از اونجا شروع شد که یک روز خوب و خوش جمعه گرگانیها مثل همیشه آمده بودن ناهارخوران برای تعطیلی گذرانی و متوجه زیرسازی در دست انجام این مسیر بودند خیلی خوشحال شدند که خوبه دیگه! از این به بعد میاییم و دو طرف جاده میشینیم و خوش میگذره، دیگه از گل و تول هم خبری نیست!!!

جاده که بصورت کاملا غیر معقول و از روی نقوص عقل و ... برخی که جاده توریستی-تفریحی را با جاده کریدور شمال-جنوب و ترانزیت بین الملل اشتباه گرفتن(اگه نخواهیم بدبین باشیم به نیات پشت سر این اتوبان سازی در مسیر زیبای جنگلی!!!) به اتمام رسید ولی این تازه اول راه بود، تازه گرگانیهای ما متوجه شدن اون جادهه برای رفاه اونا نبوده و دست مافیای غارت جنگلها در کاره! هر دم از این باغ بری میرسید؛ هتلهای اختصاصی نهادها، ادارات کل حافظ منابع طبیعی!!! و ... تا امروز که به بهانه دفاع از ارزشهای دفاع مقدس(که واقعاً جا داشت کاری هم در این مسیر انجام میشد ولی نه اینجا، تو رو خدا بفهمن اونایی که خودشون رو پشت این عناوین مخفی کردن واقعاً جاش اینجا نبود که زبان همه رو باز کنین) سعی دارن تا میشه تیکه ای از این جنگل رو تصاحب کنن...

عیب نداره؛ تخریب کنین و بسازین و بسازین و بسازین...

ولی جواب خون شهدا و هر مقدساتی که بهش باور دارین یا ندارین تو راهه. آقایون اونا برای دفاع از حق مردم جونشونو گذاشتن...

تو رو خدا درک کنین و به خودتان بیایید...

التماس میکنم از جانب اون نسلی که هنوز نیومده ولی هرچی بد و بیراهه به شما میدن، نگذارین اون چیزی که به ما و شما رسیده به اونا نرسه...

بیشتر از این نمیتوانم بنویسم فقط بگم حق مطلب رو برخی از وبلاگها اینجا و  اینجا و اینجا و سایر دوستان  خیلی خوب و عالی بجا آوردن...


 
بی انصاف نیستم!!!
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: گرگان ، ناهارخوران ، بافت تاریخی ، خلیج گرگان

بی انصاف نیستم!!!

از هر چی که تا حالا نوشتم ابراز ندامت نمیکنم ولی قصد بی انصافی نداشتم!!!

از چی؟چرا؟!!!

چون توی این مدتی که پست جدیدی نمیذاشتم به این فکر بودم که میبایست بعضی اوقات یکخورده هم از کارهای ارزشمند ریز و درشتی هم که توی این شهر اتفاق افتاده مینوشتم و از این همه صرفاً انتقاد کردن خسته شدم!

تا کی از سیاهی ها صرفا! بنویسم...؟ چرا هر دو (سیاهی ها و سپیدی ها)را با هم نبینیم؟

اصلاً تا حال همش انتقاد کردم، حالا یک دفعه هم که شده یک مطلب تعریف و تمجید از من بخونید!

گفتم که نادم نیستم و همچنان منتقدم، ولی هیچوقت نتوانستم از نقاط قوت بگم. نه از غرض ورزی بلکه از این باب که خواستم با گفتن این مسائل و انتقادات، به بهترشدن روند اوضاع کمک کنم و احساس میکردم با انتقاد...

ولی امروز میخوام توی اولین پست سال 91 بگم که توی این شهر کارهای خوب بسیار انجام شده؛ از به بهره برداری رسیدن برج گرگان(میدان بسیج) که با اوضاع وخیم بودجه ای شهرداری و مخارج دیگری که این شهرداری دارد دست مریزاد دارد.

حاشیه های سبز و زیبای کمربندی و جداره سازی و فضای سبز رودخانه زیارت و تول چشمه، تملک اراضی تپه سوگله(هزارپیچ) و از همه اینها بزرگتر آزادسازی دورتادور قلعه خندان که کاری بزرگ و تاریخی برای شهر بوده و بزودی به یکی از جاذبه های این منطقه از شهر که تا اندک زمانی پیش از این غیرقابل تصور برای بخش بسیار زیادی از اهالی شهر بود که به آنجا سر بزنند! و اقدام تحسین برانگیز آزادسازی حاشیه بلوار ناهارخوران از ساختمانهای سازمانی منابع طبیعی و در اختیار مردم قرارگرفتن این اراضی است که البته بعضی ها برای کم اثرکردن ارزش این اقدام گفتند "واگذاری خانه های سازمانی منابع طبیعی به شهرداری!" و اقدامات ریز و درشت دیگری که انجام شده و امیدوارم سرسبد اونا در 91 بهره برداری از تقاطع غیرهمسطح شهیدقندهاری(ترمینال) و ... باشه.

 هرچند فکر میکنم در برخی اوقات شاید بوی بی انصافی از مطالبم آمده باشه ولی اعتقادم به جد این بوده و هست که در شرایطی که شهرهای همسطح گرگان با اختیارات گسترده تر بودجه ای نسبت به شهرداری گرگان رو دیدم، اگر اغراق نباشه جزء  5شهر اول بلحاظ خدمات شهری و بعضاً زیباسازی هستیم و این مجموعه با همه کم و کاستی های غیرقابل کتمانی که داره کارهای بزرگ و ارزشمندی انجام داده اند.

ولی بگم همونطور که در ابتداء گفتم باز هم؛ جایی مساله ای ببینم برای بهبود روند کار یادآوری خواهم کرد...!


 
گرگان؛ کارگاه ناتمام...
ساعت ۳:٠٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، خلیج گرگان ، ترافیک گرگان ، ناهارخوران

گرگان؛ کارگاه ناتمام...

هرچند که چندان خوب نیست بخوام آخرین پست سال 90 رو با گلایه به اتمام برسانم، ولی واقعیتی هست که توی این روزها بدجوری به دلم مونده بود که ....

معمولاً رسمه توی خیلی از شهرهایی که برنامه ریزی شهری مدونی وجود داره، برای مناسبتهای ملی و جشنها، شهر اگر نگم جلوه ای بی نظیر، قطعاً کم نظیر نسبت به سایر ایام ماقبل اون پیدا میکنه که با کمال تاسف، با وجود نیات خوبی که در مجموعه مدیریت شهری گرگان وجود داره و کارهای بزرگی که به قطع انجام شده و هر شهروند منصفی به اونها اذعان داره و نمیتونه منکر این کارها بشه، نمیدونم چرا توی این شهر برنامه ریزی درستی نمیشه که لااقل به مناسبتهای ذکرشده فوق، با انجام کارهایی بظاهر کوچک، شهر جلوه دیگری پیدا کند؟

مثلاً شهروندان گرگانی یادشان نمیره که قرار بود بمناسبت دهه فجر نوسازی میدان شهرداری -که الحق بعد از اون بسیار زیبا هم شد- به اتمام برسه! ولی چرا به گونه ای برنامه ریخته نشد که در بدترین شرایط آب و هوایی یک هفته پیش از اون پایان یابد؟

حالا هم که شب عید شده همچین وضعیتی در سطح شهر دیده میشه، نمونه های اون که به عنوان ویترین شهر دیده میشه عبارتند از:

*عدم اتمام آبنمای میدان شهرداری

*عدم راه اندازی کامل المان "برج گرگان" جهت بهره برداری شهروندان و مسافرین

*ناتمام ماندن بسیاری از پیاده روهایی که قرار بود پازل فرش شوند، علی الظاهر بعلت کمبود پازل تولیدی نیمه کار رها شده(حدفاصل میدان شهرداری تا مکان موقت مصلی نمازجمعه و ...)

*عدم بازسازی و جمع آوری ضایعات و موزاییکها و پازل حفاری ناشی از عبور خط برق، حدفاصل شهرداری تا میدان ولیعصر بویژه جلوی پارک شهر که طبیعتاً نظر مسافران زیادی را به خود جلب خواهد کرد!!!

*رهاسازی و نیمه کار ماندن طرح عقب نشینی و درآوردن پایه های روشنایی معابر سابق -باوجود گذشت نزدیک به 2ماه از بنه کن کردن شبانه درختان این محدوده!- حدفاصل استخر سیدین تا پل(جلوی نمایندگی سایپا)

و موارد اینچنینی که در قیاس با بسیاری از فعالیتهای عمرانی جاری سطح شهر پیش پاافتاده هم بنظر میرسد و در قضاوت مسافرین و گردشگران این ایام موثر خواهد بود، قابل مرتفع کردن است؛ آن هم برای مجموعه ای که اگر نخواهیم از حق بگذریم توانایی انجام کارهای بزرگ را از خود نشان داده است، کار چندانی نیست...

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت: نوروز باستانی و سال نو را به تمام دوستان خوبی که در این مدت چندماه مسدع اوقاتشان در خواندن این سطور شدم، تبریک میگم و امیدوارم مثل تمام این مدت که از نظراتتون استفاده کردم، باز هم از الطافتون بهره مند بشم...

سالی خوب و خوش و همراه با بهروزی و پیروزی برای ایران و ایرانی و گلستان و گلستانی و گرگان و گرگانی آرزومندم...


 
نمایشگاه اینترنتی!
ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، خلیج گرگان ، ناهارخوران ، ایران

نمایشگاه اینترنتی عکاس گرگانی...

این روزها که مجوز برگزاری یک نمایشگاه در آخرین روزهای سال میتونه با موانع و مصائب فراوانی همراه باشه... بازدید از یک نمایشگاه اینترنتی، اونم نمایشگاه عکاسی با عکسهایی از یکی از بهترین و زیباترین و بیادماندنی ترین زمستانهای طول عمرم در آخرین روزها و ساعات این زمستان دوست داشتنی خالی از لطف نخواهد بود...

مخصوصاً اینکه عکاس و ثبت کننده این لحظات بیادماندنی میثم لطفی عکاس خوب و همشهری باصفای خودما باشه...


 
مردم را سیاه نکنید!
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، بافت تاریخی ، هلال احمر گرگان ، ناهارخوران

مردم را سیاه نکنید!

این چند روز مسئله ای فکرمو به خودش مشغول کرده و اگر نمینوشتم راجع به اون عذاب وجدان داشتم!نوشتم که حداقل وظیفه که همانا یادآوری دروغهای یک جماعت بود از من ساقط شده باشه...

قصه  از بی تعصبیهای خود ما، از اینکه هر کسی از راه میرسه فقط شعاری میده و ...و ما نشسته ایم و هیچ...اون از بافت تاریخی ، اون از ناهارخوران و ...

برم سر اصل مطلب؛ پازل کمربند سبزی که قرار بود در مرکز استرآباد و امتداد پارک شهر و کاخ موزه گرگان توسعه پیدا کنه هرروز بجای تکمیل در حال محدودشدن و نابودی بیشتره!

روزی برج سرمایه بالا میرود و امروز هلال احمر برجی میسازه و بزودی شاهد ساخت و ساز در دخانیات خواهیم بود(بلاشک!)همچنانکه در پادگان باصطلاح در حال رفتن به این صورت فجیع و بدون نظارت میسازند...

یادش بخیر زمانیکه صحبت از کمربند سبز شهری با مبدا باغ کنسولگری تا انتهایی که آن زمان گفته میشد پادگان لشکر30 ذکر میشد حالا مردم نظاره گر دروغها و وعده های پوچ کسانی هستند که یا ترک مسئولیت کردند، یا اگر سرجایشان هستند بی تفاوت نشستند و اگر ماشین امضا هم جایشان میگذاشتند فرقی نمیکرد!!

واقعا این روزها که از فلکه کاخ به سمت شهرداری و بالعکس میام طعم تلخ وعده های دروغین، پوچ و رویایی یک مسئول سابق را به یاد میارم، مسئولی که نه تنها هیچکاری برای شهر و استان نکرد بلکه سلف او ضد آن وعده ها را هم عملی کرد، مسئولی که صحبت از هماهنگی جهت انتقال هلال احمر و دخانیات به محدوده دیگری در حاشیه شهر میکرد نه تنها این مجموعه ها را به خارج از شهر انتقال نداد و زمینه را برای اتصال به پارک شهر گرگان ایجاد نکرد، بلکه سلفش در احداث برج هلال احمر (؟)طبقه پشت برج مروارید سنگ تمام گذاشت!

و با آغاز خاکبرداری این مجموعه باید از حالا کسی که امروز مجوز ساخت این برج را مثل "برج سرمایه"داد به فکر.... فرستادن نسلهای بعد به روح خود باشد، وقتی کسی تعلق خاطری به دیاری نداشته باشه از او فقط انتظار انجام مسئولیت هست که در این ماجرا چون ویرانی گرگان زمین را عده ای در تصور خود دارند، انتظار مسئولیت هم ساقط میشود!!! ولی اگر کسی اندکی ادعای تعلق خاطر داشته باشه دیگر نمیتواند در مقابل این مجوزی که داده سکوت کند و شبی را با آرامش سر بر بالین بگذارد! چون...مردم را همیشه بدرقه راه خود دارد و فرزندان خود را هم غریق این محبتهای مردم در سالهای آینده بداند.

-----------------------------------------------------------------

پ.ن1:روی سوالم با... اینست که کمربند سبز هیچ! شما روی مردم را سیاه نکنید! آیا فکری برای کسر پارکینگ سرمایه کرده بودید و حالا مجوز ساخت هلال احمر را دادید؟ یا فقط بفکر بله قربانگویی به بالادستها و عدم برکناری از پست و سرمایه خود هستید؟؟؟!!!

پ.ن2:آیا این افراد تصمیم گیرنده از اثرات لعن و نفرین صاحبان حق که در اینجا مردم هستند و در مکتب ما هم کم نیست و در زندگی شخصی مسلما بازتاب دارد آگاه نیستند؟؟

پ.ن3:نه روی مرم سیاه شدنی است و نه روی مسئولینی که در دفاع از حق مردم فریاد خود را فارغ از منافع شخصی و باندی زدند...

پ.ن4:لازم بذکر است برج سرمایه در جوار هلال احمر حدود 150 عدد جای پارکینگ در کمال تاسف کسر دارد که هنوز راهکاری برای آن تهیه نشده که این ورای کسر فضای سبز پیش بینی شده در هلال احمر است!!!