از کرانه های خلیج گرگان...

...که گرگان ریشه در اسطوره دارد

گرگان؛ کارگاه ناتمام...
ساعت ۳:٠٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، خلیج گرگان ، ترافیک گرگان ، ناهارخوران

گرگان؛ کارگاه ناتمام...

هرچند که چندان خوب نیست بخوام آخرین پست سال 90 رو با گلایه به اتمام برسانم، ولی واقعیتی هست که توی این روزها بدجوری به دلم مونده بود که ....

معمولاً رسمه توی خیلی از شهرهایی که برنامه ریزی شهری مدونی وجود داره، برای مناسبتهای ملی و جشنها، شهر اگر نگم جلوه ای بی نظیر، قطعاً کم نظیر نسبت به سایر ایام ماقبل اون پیدا میکنه که با کمال تاسف، با وجود نیات خوبی که در مجموعه مدیریت شهری گرگان وجود داره و کارهای بزرگی که به قطع انجام شده و هر شهروند منصفی به اونها اذعان داره و نمیتونه منکر این کارها بشه، نمیدونم چرا توی این شهر برنامه ریزی درستی نمیشه که لااقل به مناسبتهای ذکرشده فوق، با انجام کارهایی بظاهر کوچک، شهر جلوه دیگری پیدا کند؟

مثلاً شهروندان گرگانی یادشان نمیره که قرار بود بمناسبت دهه فجر نوسازی میدان شهرداری -که الحق بعد از اون بسیار زیبا هم شد- به اتمام برسه! ولی چرا به گونه ای برنامه ریخته نشد که در بدترین شرایط آب و هوایی یک هفته پیش از اون پایان یابد؟

حالا هم که شب عید شده همچین وضعیتی در سطح شهر دیده میشه، نمونه های اون که به عنوان ویترین شهر دیده میشه عبارتند از:

*عدم اتمام آبنمای میدان شهرداری

*عدم راه اندازی کامل المان "برج گرگان" جهت بهره برداری شهروندان و مسافرین

*ناتمام ماندن بسیاری از پیاده روهایی که قرار بود پازل فرش شوند، علی الظاهر بعلت کمبود پازل تولیدی نیمه کار رها شده(حدفاصل میدان شهرداری تا مکان موقت مصلی نمازجمعه و ...)

*عدم بازسازی و جمع آوری ضایعات و موزاییکها و پازل حفاری ناشی از عبور خط برق، حدفاصل شهرداری تا میدان ولیعصر بویژه جلوی پارک شهر که طبیعتاً نظر مسافران زیادی را به خود جلب خواهد کرد!!!

*رهاسازی و نیمه کار ماندن طرح عقب نشینی و درآوردن پایه های روشنایی معابر سابق -باوجود گذشت نزدیک به 2ماه از بنه کن کردن شبانه درختان این محدوده!- حدفاصل استخر سیدین تا پل(جلوی نمایندگی سایپا)

و موارد اینچنینی که در قیاس با بسیاری از فعالیتهای عمرانی جاری سطح شهر پیش پاافتاده هم بنظر میرسد و در قضاوت مسافرین و گردشگران این ایام موثر خواهد بود، قابل مرتفع کردن است؛ آن هم برای مجموعه ای که اگر نخواهیم از حق بگذریم توانایی انجام کارهای بزرگ را از خود نشان داده است، کار چندانی نیست...

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت: نوروز باستانی و سال نو را به تمام دوستان خوبی که در این مدت چندماه مسدع اوقاتشان در خواندن این سطور شدم، تبریک میگم و امیدوارم مثل تمام این مدت که از نظراتتون استفاده کردم، باز هم از الطافتون بهره مند بشم...

سالی خوب و خوش و همراه با بهروزی و پیروزی برای ایران و ایرانی و گلستان و گلستانی و گرگان و گرگانی آرزومندم...


 
بهار همدلی و توسعه به گرگان میرسد؟
ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، خلیج گرگان ، هلال احمر گرگان ، ترافیک گرگان


 
گرگان؛ شهر گداپرور!
ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، ترافیک گرگان

گرگان؛ شهر گداپرور!

هر وقت که از کنار گوشه هر خیابانی رد میشم موضوع گداهای رنگ وارنگ مرد و زنانی با لباسهای متنوع و شاد که بنظر حال و هوای هندوستان و اقمار دارن! آدم رو از هرچی پیاده رویه منصرف میکنه یا نمیدانم شایدم یکی از عوامل برای صرفه جویی در انرِژیهای ما و نگهداری و ذخیره اون برای روز مبادا باشن!

ولی به هرصورت خیلی وعده داده شده که اینها جمع شن ولی هرچی بیشتر به این مسئله میکنم به یک نتیجه میرسم و اون اینه که تا موقعی که افرادی هستن که تصور ناقص و کاملا اشتباهی از دلسوزی و کمک رسانی دارند هیچوقت این قضیه جمع شدنی نیست، تا موقعی که افرادی هستند که از کمک کردن به نزدیکترین افرادشون خودداری میکنن و تا به یک نفر متکدی که معلوم نیست از کجا سر درآورده میرسن، کیفشون رو هم حاضرن خالی کنن وضع همینه که هست!

نمیگم جمع کردن اینها از خیابان وظیفه شهرداری نیست ولی واقعا خودماییم اگر شهرداری هرچی هم نیرو بذاره تا این دست افراد رو جمع کنه کم میاره و تا افرادی که به این شکل ترویج تکدی گری میکنن! یک فکری برای تغییر شکل دستگیری از دیگران در خودشون ایجاد نکنن اوضاع و احوال این شهر گداپرور درست شدنی نخواهد بود...


 
بمناسبت روز حمل و نقل: ما و کلاف سردرگم ترافیک
ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، گرگاندوستان ، ترافیک گرگان

ما و کلاف سردرگم ترافیک

اگر بگوییم امروز بزرگترین مسئله در هر شهری مسئله ترافیک(حمل و نقل) است که زمان بسیاری را از مدیران در این خصوص به خود اختصاص میدهد، اغراق نیست...حتی عرصه ای بحث انگیزتر از ساخت و سازهای پر از حاشیه در حاشیه شهر! جایی که بسیاری از رضایت ها و بالعکس عدم رضایتهای مردم از مدیریت شهری از آن نشات خواهد گرفت.

نمیدانم چطور با این همه زمانی که در این خصوص مدیران شهری ما هم احتمالا! میگذارند چرا نتیجه ای حصول نمیشود؟ یا لااقل اندکی از این کلاف سردرگم باز نمیشود؟

جدای از فرهنگ غلط موجود در شهر گرگان و در کل کشورمان در استفاده از وسایل نقلیه شخصی، طبعا مسایل دیگری نیز هست که از نگاه مدیریت شهری باید به اینها هم توجه بسیار شود.

هر چند که مسایلی که در ادامه می آید در ذهن بسیاری از ما شاید خطور کرده باشد، ولی من باب تذکر مجدد و به عنوان مثال ذکر میکنم

1-چرا در یکطرفه کردن بسیاری از خیابانها در سطح شهر تعلل میشود؟آیا نهایت امر اینها نتیجه ای بدتر از بسیاری از یکطرفه کردن ها مثل قسمت میدان ولیعصر تا سراهی لشکر در مقابل پارک شهر خواهد داشت؟!(هرچند که ممکن است طراحان آن دلیل و توجیهی بر آن داشته باشند)بازهم بعنوان مثال یکطرفه کردن خیابان شهدا چقدر جای کارشناسی دارد که مدیران شهری پس از چند بار بررسی در اجرای آن تعلل میکنند؟یا یکطرفه کردن بعضی دیگر از خیابانها...

2-چرا در ساخت تقاطع های غیر همسطح (با وجود مطرح شدن در طرح گرگان90)این همه مشکل داریم؟ آیا با جمع و جور کردن برخی مخارج واقعا غیرضرور که در جای خود قابل بحث است، در مدیریت شهری امکان احداث اینها و کاهش بار ترافیکی نداریم؟

3-آیا عریض درنظر گرفتن برخی از معابر شهر با پیش بینی تردد گسترده در آینده ای نه چندان دور کار خیلی هزینه بر تر و مشکلتر از گرفتاری های امروز است؟!(نمونه شاهد آن خیابان انقلاب با عرض 8 یا خیابان مطهری و گلها با عرض 10-12متر و در آینده ای نه چندان دور بلوار صیاد شیرازی که همه را در عجب نگه داشته و خواهد داشت؟!) 

و برخلاف آن بد نیست به خیابان امام خمینی با قدمت حداقل 60 ساله توجه داشت که همچنان و در آینده با انجام برخی تدابیر ترافیکی و راهنمایی قابلیت سرویسدهی مطلوب دارد.

4-چرا با وجود اینکه برخی معضلات ناشی از نقصان مدیریت شهری در دیروز بوجود آمده را با تدبیر امروز حل و یا سعی در برطرف کردن و کاهش تبعات آن نمیکنیم؟آیا دیروز که به ساختمانهای موجود در حاشیه خیابان ولیعصر(عج) مجوز ساخت دادیم تا جایی که اغلب و اکثر آنها بدون پارکینگ هستند!! و همچنان به این شیوه تا امروز ادامه دادیم، نباید درسی شود تا مسئولانه تر با این مسایل برخورد کنیم؟ یا نه فقط مسئولیت را در ادامه و امتداد پشت فلان میز میبینیم و برای بدست آوردن آن چند سال طی طریق و سلوک میکنیم ولی برای معضلات شهری صدایمان در نیاید و برعکس گره ای اندر کار اندازیم؟؟؟!!!

مثلی هم از قدیم بین همه ما ایرانیان هست که "جلوی ضرر را از هرجا بگیریم، منفعت است..."

امروز هم دیر نشده! بله، میتوان با حس برجا گذاشتن نامی نکو از خود به این مسئله پرداخت و پیش از بغرنج تر شدن موضوع، حل آن را در آینده ای نه چندان دور(چند ماهه و نه چند ساله که هر سال با وعده های خجالت آور به تعویق انداخت)شاهد بود..

به امید روزی که با همت تمام دست اندرکاران امر همه با هم و از هر جریان و فکری به ساختن شهر و مرتفع کردن معضلات موجود بپردازیم.

دست حق یاور تمام کسانیکه یاور مردم هستند...