از کرانه های خلیج گرگان...

...که گرگان ریشه در اسطوره دارد

بیانیه پایانی همایش تپه قلعه خندان
ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: گرگان ، قلعه خندان ، بافت تاریخی ، دیوار تاریخی گرگان

"بسمه تعالی"

بیانیه پایانی همایش تپه قلعه خندان

گرگان شهری با آثار متنوع فرهنگی-تاریخی، در کنار جاذبه های طبیعی، پتانسیل های ویژه ای برای رشد و توسعه پایدار دارد.

بهره گیری اصولی از این جاذبه ها، نیاز به توجه هر چه بیشتر مردم خوب و فرهنگ دوست این شهر؛ و عزم و تلاش بیشتر مسئولین دارد که نمونه برجسته آن را می توان در همکاری به منظور ایجاد مجموعه فرهنگی-تفریحی قلعه خندان جستجو نمود. بدون شک همت و پشتکار شورای اسلامی شهر، شهرداری، میراث فرهنگی و مراکز علمی و دانشگاهی در به ثمر رسیدن آن نقش عمده و بسزایی داشته است.

این اقدام گرچه قابل تحسین، تقدیر و جای بسی تشکر دارد؛ اما این امید را زنده می کند که می توان طرح های مشابه شبیه به قلعه خندان را در محدوده بافت کهن گرگان اجرایی کرد. این امکان روی نخواهد داد مگر در سایه عزم و توجه جدی، مساعدتها، مطالعات کارشناسی هدفمند، یکسان و همسو کردن فعالیتهای نجات بخشی و بهره گیری از دانش مطالعات میان رشته ای که یقیناً می تواند بافت ارزشمند گرگان را حفظ و احیاء نماید.

لزوم استفاده از تمام ظرفیتها، توجه به مسائل زیست محیطی در کنار میراث های طبیعی و فرهنگی و برگزاری نشستهای تخصصی، زمینه ساز مطالعات راهبردی در محور توسعه شهر گرگان خواهد بود.

در خاتمه این همایش، حاضرین در این نشست تخصصی از مسئولان امر درخواست می نمایند تا با مرمت و بازسازی، تپه قلعه خندان را در دستور کار و اولویتهای اصلی برنامه حود قرار دهند.

سی و یکم اردیبهشت ماه یکهزار و سیصد و نود و یک خورشیدی

اساتید و دانشجویان حاضر در همایش علمی تپه قلعه خندان گرگان

---------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:  همایش دیروز با حضور جمعی از اساتید و دانشجویان و ارائه مطلب و سخنرانی در خصوص تپه قلعه خندان از سوی حاج ابراهیم کریمی شهردار گرگان، مهندس چراغعلی نائب رییس و عضو شورای شهر، دکتر رزازی و مهندس قربانعلی عباسی کارشناس ارشد میراث فرهنگی و ناشر کتاب کاوشهای نرگس تپه استارباد(گرگان) و با اجرای برنامه موسیقی توسط استاد لطفی و با هنرمندی کیوان صالحی در سالن همایشهای دانشکده مائده برگزار شد و در پایان به برگزیدگان جشنواره عکاسی تپه قلعه خندان، هدایایی به رسم یادبود اهدا شد.


 
زمانی برای "حیات" دوباره "دیو
ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: گرگان ، گرگاندوستان ، بافت تاریخی ، دیوار تاریخی گرگان

زمانی برای "حیات" دوباره "دیوار"

بالاخره غبار فراموشی از دیوار هم در حال زدوده شدن است؛ مظلومیت تاریخی این دیوار روایتی خاطر آزار شده بود. هرچند هر از گاهی مطرح میشد، اما دوباره به کما میرفت!

اما طی چند سال پیش که به همت جمعی از فعالان علاقمند به تاریخ و فرهنگ و میراث بشری در گرگان زمین این پرونده رو شد، بنظر میرسد دستهایی در حمایت از این بزرگترین اثر آجری جهان و ایران در حال بلند شدن است.

از اعلام حمایتهایی که مقامات استانی حداقل زبانی از این اثر داشته اند تا پیمایشهایی که طی این دو-سه سال انجام شده است.

حال امید آن میرود که بتوان با انجام حرکتهایی اینچنین و در ادامه حرکتهای عملی از سوی نهادهای متولی چون میراث فرهنگی در آینده ای نه چندان دور حداقل شاهد بیرون کشیدن نمادین بخشهایی از این اثر ملی از زیر خروارها خاک فراموشی باشیم! 

به امید آن روز که با همت فرزندان گلستان ایران زمین و همت و عرق ملی ایرانیان دور نخواهد بود...

---------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت1: در پایان این پیمایش که با استقبال اهالی ساکن در حاشیه دیوار تاریخی گرگان همراه بود، بیانیه ای از طرف جمع حاضر قرائت گردید.

پی نوشت2: متن بیانیه در ادامه مطالب خواهد آمد.


 
قلعه خندان دوباره خندید...
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: گرگان ، خلیج گرگان ، قلعه خندان ، بافت تاریخی

لبخند قلعه خندان بر دیوار گرگان خواهد نشست!

وقتی که از پله های قلعه خندان به سمت بالا در حرکت بودیم، بی شک تمام همراهان از اینکه در روزی  بزرگ در تاریخ معاصر استارباد همراه و تاریخ سازند سخت در پوست خود نمیگنجیدند...

اینکه بخشی از نمادهای هویتی این کهن دیار زنده شد و ...

حرکت دیگری که طی روزهای آتی خاطره ساز و زنده کننده قطعه دیگری از پازل هویتی گرگان زمین خواهد شد، پیمایش طویل ترین دیوار آجری جهان یعنی دیوار تاریخی گرگان خواهد بود.

دیواری که از کرانه های خلیج گرگان تا سرچشمه های گرگانرود امتداد دارد.

----------------------------------------------------------

پی نوشت: زادروز حکیم ابوالقاسم فردوسی این افتخار ایرانیان را به همه دوستداران ایران زمین تبریک عرض مینمایم.

نخوانند بر ما کسی آفرین               چو ویران بود بوم ایران زمین

دریغ است که ایران ویران شود        کنام پلنگان و شیران شود


 
قلعه خندان؛ سرآغاز یک فصل جدید
ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: گرگان ، خلیج گرگان ، قلعه خندان ، بافت تاریخی

قلعه خندان؛ سرآغاز یک فصل جدید

در پستهای قبلی از قلعه خندان و بهسازی محیط اطراف اون صحبت کرده بودم. بنظر میرسه این تازه ابتدای حرکتی در جهت زدودن غبار فراموشی از این اثر بزرگ دوره ساسانی و شاید پیش از آن بوده باشد. متاسفانه هرچه در موتورهای جستجوگر مختلف بدنبال عکسی از نمای کلی این اثر گشتم به هیچ تصویر و عکسی مناسب و جدید برخورد نکردم که خود بزرگترین گواه بر این غبار سهمگین از فراموشی اثر تاریخی و ملی قلعه خندان است.

در همین راستا امروز یکشنبه 24/02/91 ساعت 17:00 حرکتی نمادین جهت عکسبرداری از قلعه خندان برای همایش علمی که قرار است روز 31/02/91 در موسسه مائده گرگان برگزاربشه، به سمت این قلعه باستانی آغاز میشه.

محل حرکت: پشت پارک شهر، جلوی حسینیه دزیانیها

در ضمن در مورد این تپه تاریخی بیشتر بخوانید در اینجا و اینجا و اینجا..

تکمیلی1: با اولین صعود دسته جمعی امروز بعد از 5دهه این قلعه به یکی از جاذبه های تاریخی شهر گرگان تبدیل خواهد شد. لازم بذکر است که این قلعه قدمتی بیش از دوره ساسانیان دارد.

تکمیلی2: از حاشیه های صعود دسته جمعی امروز(فتح قلعه خندان پس از 5دهه) واکنش تعجب آمیز  اهالی و عابرین پیاده و سواره نسبت به این تجمع بزرگ بود.

تکمیلی3: همایش علمی تپه قلعه خندان روز 31 اردیبهشت ساعت 9 صبح در موسسه مائده گرگان واقع در شهرک امام(ره) برگزار خواهد شد.

تکمیلی4: تصویر امروز


 
بی انصاف نیستم!!!
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: گرگان ، ناهارخوران ، بافت تاریخی ، خلیج گرگان

بی انصاف نیستم!!!

از هر چی که تا حالا نوشتم ابراز ندامت نمیکنم ولی قصد بی انصافی نداشتم!!!

از چی؟چرا؟!!!

چون توی این مدتی که پست جدیدی نمیذاشتم به این فکر بودم که میبایست بعضی اوقات یکخورده هم از کارهای ارزشمند ریز و درشتی هم که توی این شهر اتفاق افتاده مینوشتم و از این همه صرفاً انتقاد کردن خسته شدم!

تا کی از سیاهی ها صرفا! بنویسم...؟ چرا هر دو (سیاهی ها و سپیدی ها)را با هم نبینیم؟

اصلاً تا حال همش انتقاد کردم، حالا یک دفعه هم که شده یک مطلب تعریف و تمجید از من بخونید!

گفتم که نادم نیستم و همچنان منتقدم، ولی هیچوقت نتوانستم از نقاط قوت بگم. نه از غرض ورزی بلکه از این باب که خواستم با گفتن این مسائل و انتقادات، به بهترشدن روند اوضاع کمک کنم و احساس میکردم با انتقاد...

ولی امروز میخوام توی اولین پست سال 91 بگم که توی این شهر کارهای خوب بسیار انجام شده؛ از به بهره برداری رسیدن برج گرگان(میدان بسیج) که با اوضاع وخیم بودجه ای شهرداری و مخارج دیگری که این شهرداری دارد دست مریزاد دارد.

حاشیه های سبز و زیبای کمربندی و جداره سازی و فضای سبز رودخانه زیارت و تول چشمه، تملک اراضی تپه سوگله(هزارپیچ) و از همه اینها بزرگتر آزادسازی دورتادور قلعه خندان که کاری بزرگ و تاریخی برای شهر بوده و بزودی به یکی از جاذبه های این منطقه از شهر که تا اندک زمانی پیش از این غیرقابل تصور برای بخش بسیار زیادی از اهالی شهر بود که به آنجا سر بزنند! و اقدام تحسین برانگیز آزادسازی حاشیه بلوار ناهارخوران از ساختمانهای سازمانی منابع طبیعی و در اختیار مردم قرارگرفتن این اراضی است که البته بعضی ها برای کم اثرکردن ارزش این اقدام گفتند "واگذاری خانه های سازمانی منابع طبیعی به شهرداری!" و اقدامات ریز و درشت دیگری که انجام شده و امیدوارم سرسبد اونا در 91 بهره برداری از تقاطع غیرهمسطح شهیدقندهاری(ترمینال) و ... باشه.

 هرچند فکر میکنم در برخی اوقات شاید بوی بی انصافی از مطالبم آمده باشه ولی اعتقادم به جد این بوده و هست که در شرایطی که شهرهای همسطح گرگان با اختیارات گسترده تر بودجه ای نسبت به شهرداری گرگان رو دیدم، اگر اغراق نباشه جزء  5شهر اول بلحاظ خدمات شهری و بعضاً زیباسازی هستیم و این مجموعه با همه کم و کاستی های غیرقابل کتمانی که داره کارهای بزرگ و ارزشمندی انجام داده اند.

ولی بگم همونطور که در ابتداء گفتم باز هم؛ جایی مساله ای ببینم برای بهبود روند کار یادآوری خواهم کرد...!


 
مسئولیت ما چیست؟
ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، گرگاندوستان ، بافت تاریخی ، هلال احمر گرگان

مسئولیت ما چیست؟

پست قبلی که گذاشتم هرچند با استقبال جمعی از دوستان و گرگاندوستان بزرگوار روبرو شد و البته برخی از پیامهایی که از رو کردن آنها به دلایل مختلف از جمله مسایلی که بیان کردن اونها با توجه به عدم در دست داشتن مدارکی دال بر صحت و نیز استفاده از الفاظ و تهدید و ...خودداری کردم... 

آیا دوستان گرگاندوست این موضوع را چندان مهم ندیدند که بعضا با وجود کامنت گذاشتن از طرح و بحث پیرامون آن در وبلاگها دریغ کرده اند تا به امروز؟؟؟

آیا گرگاندوستی را فقط در لهجه زیبای استرآبادی و متاسفانه اندکی هم کار کردن در زمینه بافت با ارزش تاریخی استرآباد خلاصه کرده اند؟ که البته در این زمینه ها هم هنوز کاری چندان نشده و جای کار بسیار و وسیع دارد

هرچند که در وبلاگهای گرگاندوست که همه از اساتید من در وبلاگ نویسی و من کوچکترین آنها هستم بسیار خوب به مسایل و مصایب گرگان پرداخته اند ولی اینکه بیاییم و مراسمی برای شب وبلاگی و صحبت از گرگاندوستی بکنیم بخشی از ماجراست ولی در عرصه عمل چکار کرده ایم؟

آیا اعضای محترم و طبیعتا گرگاندوست شورای شهر که اقدامات ایشان را عملا دیده ایم و فریاد آنها در صحن شورا را شنیده ایم و البته فرماندار محترم که شنیده شده ایشان هم از گرگاندوستان هستند و حتی قبل از این هم گفته بودند حاضرم مقر فرمانداری را به پارک بزرگ شهر گرگان(کمربند سبز میانی استرآباد) ضمیمه کنم و طی این مسئله هم ابراز تاسف کرده اند، پشتوانه خوبی برای ما نیستند؟(اینجا را بخوانید)

چرا همیشه فقط به ابراز همدردی بسنده میکنیم؟چرا؟و اگر غیر از این بود امروز شاهد زوال روز به روز شهر و دست روی دست گذاشتن نبودیم!

چرا پیش از اینکه خانه فروغی را تخریب کنند راهکاری برای مقابله و استفاده از ظرفیتها مثل کمربند انسانی نیاندیشیدیم؟(قابل توجه دوستداران بافت)

چرا اینجا که هنوز پروژه هلال احمر پا نگرفته برای تعدیل طبقات پروژه اقدامی نمیکنیم؟

حالا هم بگذاریم تا اسکلت ساختمان مذکور تا طبقه 12 بالا بیاید بعد دادمان بالا برود؟

امروز که جمعی این مسئله را پیگیری میکنند و به نظر میرسد از آن ناراحتند(اعضای محترم شورا، فرماندار محترم)بیاییم در عرصه عمومی کاری کنیم تا اگر فردا این بزرگواران اقدام بزرگ دیگری در دفاع از کیان گرگان مدنظر داشتند بتوانند به پشتوانه جمعی مردم باقی مسایل را حل کنند.

حداقل اینست که با پرداختن به این موضوع و طرح مطلب ادعای ایشان را بیازماییم...

--------------------------------------------------------------

پ.ن1: شنیده شده که برج هلال احمر 30درصد از عرصه موجود را در برخواهد گرفت و باقی عرصه به پارک خواهد پیوست!!! پس چندان دلخوش نباشید که دخانیات از اخذ چنین مجوزی محروم بماند!!!

پ.ن2:همانطور که در بالا ذکر کردم اگر این موضوع صحت داشته باشد میتوان به تعدیل این مجموعه و کاهش طبقات به 2-3طبقه امید بست، که در آن صورت دخانیات عطای ساخت پروژه را به لقای آن...

پ.ن3: با توجه به اینکه اداری بودن این مجموعه ذکر میشود پس سایت اداری استانداری چه نقشی دارد؟؟؟


 
مردم را سیاه نکنید!
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، بافت تاریخی ، هلال احمر گرگان ، ناهارخوران

مردم را سیاه نکنید!

این چند روز مسئله ای فکرمو به خودش مشغول کرده و اگر نمینوشتم راجع به اون عذاب وجدان داشتم!نوشتم که حداقل وظیفه که همانا یادآوری دروغهای یک جماعت بود از من ساقط شده باشه...

قصه  از بی تعصبیهای خود ما، از اینکه هر کسی از راه میرسه فقط شعاری میده و ...و ما نشسته ایم و هیچ...اون از بافت تاریخی ، اون از ناهارخوران و ...

برم سر اصل مطلب؛ پازل کمربند سبزی که قرار بود در مرکز استرآباد و امتداد پارک شهر و کاخ موزه گرگان توسعه پیدا کنه هرروز بجای تکمیل در حال محدودشدن و نابودی بیشتره!

روزی برج سرمایه بالا میرود و امروز هلال احمر برجی میسازه و بزودی شاهد ساخت و ساز در دخانیات خواهیم بود(بلاشک!)همچنانکه در پادگان باصطلاح در حال رفتن به این صورت فجیع و بدون نظارت میسازند...

یادش بخیر زمانیکه صحبت از کمربند سبز شهری با مبدا باغ کنسولگری تا انتهایی که آن زمان گفته میشد پادگان لشکر30 ذکر میشد حالا مردم نظاره گر دروغها و وعده های پوچ کسانی هستند که یا ترک مسئولیت کردند، یا اگر سرجایشان هستند بی تفاوت نشستند و اگر ماشین امضا هم جایشان میگذاشتند فرقی نمیکرد!!

واقعا این روزها که از فلکه کاخ به سمت شهرداری و بالعکس میام طعم تلخ وعده های دروغین، پوچ و رویایی یک مسئول سابق را به یاد میارم، مسئولی که نه تنها هیچکاری برای شهر و استان نکرد بلکه سلف او ضد آن وعده ها را هم عملی کرد، مسئولی که صحبت از هماهنگی جهت انتقال هلال احمر و دخانیات به محدوده دیگری در حاشیه شهر میکرد نه تنها این مجموعه ها را به خارج از شهر انتقال نداد و زمینه را برای اتصال به پارک شهر گرگان ایجاد نکرد، بلکه سلفش در احداث برج هلال احمر (؟)طبقه پشت برج مروارید سنگ تمام گذاشت!

و با آغاز خاکبرداری این مجموعه باید از حالا کسی که امروز مجوز ساخت این برج را مثل "برج سرمایه"داد به فکر.... فرستادن نسلهای بعد به روح خود باشد، وقتی کسی تعلق خاطری به دیاری نداشته باشه از او فقط انتظار انجام مسئولیت هست که در این ماجرا چون ویرانی گرگان زمین را عده ای در تصور خود دارند، انتظار مسئولیت هم ساقط میشود!!! ولی اگر کسی اندکی ادعای تعلق خاطر داشته باشه دیگر نمیتواند در مقابل این مجوزی که داده سکوت کند و شبی را با آرامش سر بر بالین بگذارد! چون...مردم را همیشه بدرقه راه خود دارد و فرزندان خود را هم غریق این محبتهای مردم در سالهای آینده بداند.

-----------------------------------------------------------------

پ.ن1:روی سوالم با... اینست که کمربند سبز هیچ! شما روی مردم را سیاه نکنید! آیا فکری برای کسر پارکینگ سرمایه کرده بودید و حالا مجوز ساخت هلال احمر را دادید؟ یا فقط بفکر بله قربانگویی به بالادستها و عدم برکناری از پست و سرمایه خود هستید؟؟؟!!!

پ.ن2:آیا این افراد تصمیم گیرنده از اثرات لعن و نفرین صاحبان حق که در اینجا مردم هستند و در مکتب ما هم کم نیست و در زندگی شخصی مسلما بازتاب دارد آگاه نیستند؟؟

پ.ن3:نه روی مرم سیاه شدنی است و نه روی مسئولینی که در دفاع از حق مردم فریاد خود را فارغ از منافع شخصی و باندی زدند...

پ.ن4:لازم بذکر است برج سرمایه در جوار هلال احمر حدود 150 عدد جای پارکینگ در کمال تاسف کسر دارد که هنوز راهکاری برای آن تهیه نشده که این ورای کسر فضای سبز پیش بینی شده در هلال احمر است!!!


 
بافت تاریخی گرگان
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرگان ، بافت تاریخی

بی تدبیری در تصمیم گیری برای بافت تاریخی گرگان

 آرامش دیروز ، معضلات فردا

آثار و ابنیه تاریخی و بخصوص بافت­های تاریخی به عنوان نماد هویتی جمعیتی که در آن شهر ساکن هستند شناخته می­شود، فارغ از اینکه تعلق آبا و اجدادی به آن دیار داشته باشد یانه...  به طوری که آدرسی که از هویت شهر داده می­شود در وهله نخست نه موزه­ها و آثار و فرهنگ و صنایع دستی و...آن شهر که این معماری آن دیار است تا جاییکه امروز وبا وجود توسعه شتابان جوامع بشری در ابعاد مختلف در سطح دنیا این موضوع نه تنها نادیده انگاشته نشده است بلکه روز به روز شهرها وکشورهایی که چنین نشانی های هویتی هرچند ضعیف را دارا می­باشند سعی در پررنگ تر کردن آن می­­کنند.

در کشورهایی که تاثیرگذاری بیشتری در حوزه­های مختلف دنیای امروز دارند پاسداشت میراث معنوی صدها مرتبه بیشتر از کشورهای به اصطلاح جهان سوم وعقب افتاده به چشم می­خورد که این خود شاید یکی از رمزگشایی ها از توسعه وپیشرفت آن­ها باشد.

تا همین یک دهه پیش کمتر سخنی از میراث معنوی و ثبت آن شنیده می­شد ولی امروز شاهد این هستیم که هر کشوری در تلاش است در این زمینه گوی سبقت را از دیگری بربایدو سرمایه­گذاری در این زمینه مطمئنا برای آن ها که بهتر می­اندیشند و دور­دست­ها را رصد می­کنند، در ابعاد مختلف توریستی فرهنگی تبلیغاتی، سودآور شناخته شده است، چرا که توسعه و پیشرفت و در پی آن ثروت را نه در ذخایر پایان پذیرفتنی، بلکه در دوراندیشی دیده­اند.

والبته در این سوی هم  هستند کشورهایی که داشته­های تاریخی و معنوی و حتی طبیعی را نه تنها نادیده بلکه نابود می­کنند ودراین راستا و در نهادینه کردن آن اقشار فرهیخته و صاحب اندیشه و بالاخص در هدایت طرح های توسعه شهری "مهندسین" نقش به سزایی می­توانند داشته باشند.

در کجا قرارداریم؟

شاید امروز تحرکات  زیادی در جهت حفظ و مرمت و برجسته­سازی آثار و نمادهای تاریخی را در کشور شاهد باشیم اما مسائل عدیده ونگران کننده­ای نیز هر روز از گوشه­ای از این سرزمین که به واقع مهد تمدن بوده به گوش می­رسد.که اگر در این میان جامعه مهندسین با تدبیر و حسن نظری که در آن­ها وجود دارد نیاندیشند لاجرم، جرم آینده­ای بدون هویت بردوش جامعه مهندسی نیز خواهد بود. آوردن نمونه­های بسیار در این زمینه شاید ملال آور باشد اما آن­چه  برآثار و میراث تاریخی، هویت ملی، رفته شاید تذکره­ای باشد برجامعه مهندسی که در این زمینه کم در مظان اتهام نبوده ونیستند. نمونه­هایی چون تخریب بخش­هایی از نقش رستم برای احداث راه آهن، به زیر آب رفتن بخش­هایی از تمدن ایرانی برای احداث سدهایی چون سیوند ومرگ تدریجی پارسه و...

بافتهای قدیم شهری:

هرچند که بافتهای قدیم شهری یکسره آثار و ابنیه ارزشمند تاریخی نیستند و قسمت­هایی از آن را سازه­هایی فرسوده و خطرساز تشکیل می­دهند اما همانطور که از نامشان پیداست "بافت" هستند، نه تک ساختمان­های صاحب منزلت و ارزشمند،که در این صورت از قدر وارزش بسیار کمتری برخوردارند،که بایستی برای حفظ و صیانت از بافت­های قدیمی برنامه­ریزی مدون داشته باشیم. برنام­هایی که هرچند فرسودگی قسمت­هایی از بافت های قدیمی را می­بیند اما دست  به تخریب و ساخت وسازهای بدون توجه به هویت بافت قدیم نمی­زند، واگر بافتی فرسوده شناخته شود برای آن قسمت­ها طرح و نقشه دارد وکاربری­های بایسته و شایسته تعریف می­کند .مساله­ای که متاسفانه امروز در بافت­های قدیمی به علت ضعف در اجرا و یا عدم وجود برنامه و سهل انگاری شاهد آن هستیم کاملا بی­برنامه و طرح می­نمایاند و هر رهگذر آگاه و علاقه­مندی آن را به یاری مهندسین وجامعه مهندسی خواهد نوشت.

مصایب ونوسازی های کور وبدون طرح وبرنامه :

در اینجا و  ذکر موارد و دشواری­های در پی نوسازی­های بدون طرح وبرنامه به موارد بسیاری می­توان اشاره نمود که عوامل تهدید کننده امنیت روانی و فیزیکی خواهندبود. اهم آن­ها به اختصار و از دیدگاه نگارنده به قرار زیر خواهد بود.

1-     عقب نشینی­های ضد امنیتی برای ساکنین: نخستین مساله از نگاه نگارنده این سطور در زمینه نوسازی های بدون طرح و برنامه در خور مساله عقب نشینی ساختمان­های تازه ساز به جای قسمت­های فرسوده نسبت به ساختمان­های قدیمی محاور است که باعث ایجاد فضایی خارج از دید و نتیجتا تشدید جرم خیزی است. که بازهم متاسفانه برای جبران یک اشتباه بالاجبار ساختمان­های مجاور که چه بسا ساختمان­هایی ارزشمند و تاریخی هم باشند پیاپی و یکی درپس دیگری دست به ساخت و سازهای ناهمگون با بافت منطقه می­زنند.

2-    عدم همخوانی نماهای ساختمان­های جدید با ساختمان­های قدیمی: هرچند که نمی توان در ساخت وسازها در این مناطق، بافت قدیم صرفا از همان مصالح قدیمی استفاده کرد، اما حداقل انتظار این است که از مصالحی نزدیک به مصالح آن بافت به خصوص در نما چه در نمای پلان و چه در نماهای جلو وعقب وطرفین استفاده گردد. مساله­ای که متاسفانه نادیده گرفته شده و بعضا دیده می­شود در این ساخت وسازها از سقف­های تخت بام و دیگر پوشش­های ناهمگون استفاده می­شود که این مساله در نماهای طرفن نیز به طور گسترده به چشم می­خورد .

3-    تفاوت مفاهیم بین طراحان امروز وشهروندان: در طراحی­های قدیم و جدید تفاوت­هایی در معانی وجود دارد، پیشینیان به عنوان مثال خیابان یا میادین را برای تعاملات اجتماعی می­خواستند حال آن که امروز معابر را صرفا محلی برای تردد خودروها می بینیم! 

مساله­ای که در مورد بافت­های قدیمی و در این مورد خاص مشکلاتی را شاید پدیدآورده، می­توان پیشنهاد کرد هرچند در سایر قسمت­های شهر استفاده از معابر وخیابان­های عریض امری پسندیده است ولی حداقل در این مناطق با حفظ و بازسازی معابر به صورت اولیه، سنگفرش، به جز موارد اورژانسی و امنیتی در سایرموارد از ترددهای نابه جای خودروها جلوگیری گردد.

در پایان باید کاری دوچندان صورت­گیرد با درایت مسولان امر و همت و دوراندیشی جامعه مهندسی از میراث گرانبهای تاریخی وبافت تاریخی شهری که به مانند سرمایه­های بین نسلی می­باشند. به بهترین وجه من الوجوه حفظ و صیانت انجام شود، تا آیندگان امانت نیاکان خودرا به دوستی از ما تحویل بگیرند.

----------------------------------------------------

پانوشت: این مقاله در شماره 17 (زمستان 1389) نشریه نماد گلستان، فصلنامه تخصصی سازمان نظام مهندسی استان به چاپ رسیده است.