از کرانه های خلیج گرگان...

...که گرگان ریشه در اسطوره دارد

چو ایران نباشد...
ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: ایران ، گرگان ، ورزش

چو ایران نباشد...

اول مطلب باید از همه دوستانی که تا حالا به این وبلاگ اومدن و من رو مورد لطف و محبت خودشان قرار دادن تشکر کنم... تشکر کنم که با اینکه خیلی منظم نمینویسم باز هم میان و از راهنمایی هایشان استفاده میکنم. این چند وقت خیلی علاقمند بودم تا یک مطلبی در مورد مسائل ورزشی بنویسم. هرچند که باید قبلش از همتون عذر بخوام که از هر جا مینویسم و باز هم با عرض پوزش پراکنده نویسی های من رو باید تحمل کنید؛ از خلیج زیبای گرگان وبافت تاریخی و شهر و روستا ... تا ورزش که البته قبلا هم در مورد ورزش یک پست نوشتم.

اما این چند روز که از بازی دربی(شهرآورد خودمون) گذشته، یک مساله من رو مثل هر علاقمند به  مسائل ورزشی رنجاند! چه مساله ای؟عرض میکنم...

بعد از دربی فارغ از نتیجش و حاشیه های اون، حرفهای یک نفر یعنی زائد -بازیکن زننده گلهای پرسپولیس- واقعا ناراحت کننده بود. ناراحت کننده بود چون این بازیکن به اصطلاح لژیونر در روزنامه ها مطالبی در مورد سیدمهدی رحمتی ، دروازه بان تراز اول فوتبال ایران و بلکه آسیا بر زبان آورده بود که با کمال تاسف در برخی نشریات زرد و فرصت طلب چاپ شده بود. اینکه چطور این بازیکن به خودش اجازه داده در مورد سنگربان ملی ایران این حرفها رو بزنه در جای خودش قابل بررسی و برخورده، ولی از اون بدتر روزنامه های چاپ کننده بودن که در مورد دروازه بان تیم ملی ایران اینگونه حرفهای ناشایست رو  چاپ و منتشر کردن،  آن هم از یک "انیرانی" و نه یک هموطن "ایرانی"...

امیدوارم  هیچوقت اجازه ندیم یک خارجی، درمورد هیچ فردی -تاکید میکنم هیچ فردی، چه موافق ما و چه مخالف اندیشه ما- با شناسنامه "ایران عزیز" اینگونه سخن براند و اینگونه باب میل ما قرار گیرد...